بدنبال افشاگري دادستان انقلاب در مورد گروه مجهولالهويهاي که دست اندرکار تدارک توطئه و «عمليات بزرگ» ي بودهاند سؤالات و ابهامات بسياري بذهن ميرسد و البته درست.
روز پنجشنبه ما هشداري داديم تحت عنوان «ملت بايد همه چيز را بداند» چرا که کوتاه آمدن و مسامحه و مماشات در اين امر بسيار عظيم که شايد حادي مسائل بسيار مهمي علاوه بر مسائل مطرح شده باشد، فقط يک نتيجه دارد و آن امکان و ميدان دادن به ضد انقلاب است چرا؟ .
آيتالله قدوسي در مصاحبه خود گفتهاند «چون ما مشغول پيگيري هستيم و اصولاً ميخواهيم همة مطالب قبل از فاش شدن روشن شود از اشاعه و افشاي بقيه مطالب خودداري ميکنم
اينجا يک سؤال سياسي وجود دارد و آن اينست که اگر اطلاعات و اخبار رسيده و مدارک موجود کافي نيست و دلائل لازم دال بر شروع و يا وقوع توطئه نميکند، طرح آن اساساً بيمورد است چرا که هنوز هيچ چيز روشن نيست و اگر شواهد و دلائل کافي و واقعي است، افشاي نيم بند و نيمهکاره آن بيمعناست. چرا که، آن گروه يا فردي که دست در کار توطئه بوده به محض اينکه در حرفهاي آقاي قدوسي کمترين اشارهاي به اين مسئله بشود، از باب اينکه «چوب را که برداري گربه حساب کار خودش را ميکند» . يعني دست اندرکاران و مجريان توطئه يا از صحنه ميگريزند يا عمليات را نيمه کاره رها ميکنند و سرنخها را گم و گور. در نتيجه از حرفهاي آقاي قدوسي اين موضوع مستفاد ميشود که: صلاح نيست «مردم بدانند» و اشکال از همين جا شروع ميشود. عدم اعتماد بمردم در حاليکه مي بينيم مردم چقدر تشنه کار و عمل انقلابي هستند، نهايتاً به نتيجهاي ميرسد که پيشتازان ليبراليسم رسيدند. اگر در کار دادستاني ضعف هست و دادستان نميتواند دقيقاً در خط انقلاب حرکت کند هيچ مانعي ندارد کنار برود. چرا که تداوم کار دادستاني و ساير نهادها بر اصل «عدم اعتقاد بمردم» منجر به ضعف و نابودي خود دادستاني خواهد شد علاوه بر اينکه خشم مردم را نيز برخواهد انگيخت و اعتماد آنان را به تشکيلاتي که در موضع دادخواهي و دادستاني هستند از بين خواهد برد. اين گناه بزرگي نيست؟
طرح اين سؤال برميگردد به عملکرد دادگاههاي انقلاب و دادستاني، دادستان بخاطر همين نوع عمل کردنش مجبور شده است اين سند بسيار مهم را در رابطه با تحصن و اعتراض گروهي که در همين مکان مشغول کار هستند افشاء کند اينهم اشتباه دوم دادستاني است. چرا که اين افشاگري بعنوان يک برنامة مستقل از همة مسائل خصوصي و اداري و … ديگر ميتوانست مطرح بشود و دست کم خاصيتش هشداري بود بمردم که حواسشان جمع باشد، دشمن در کمين است. اما مطرح کردن آن در رابطه با هزار مسئله پيچيده و روابط تودرتور به اين نتيجه ميرسد که مردم وقوع و احتمال چنين توطئهاي را باور نکنند و اگر اين توطئه يا توطئههاي ديگري شبيه به اين اتفاق افتاد و مردم هم بدليل جو ايجاد شده آنرا باور نکردند و در مقابل آن بسيج نشدند چه کسي مستحق عقوبت است؟
بهر حال اگر دادستاني معتقد است صحيح عمل کرده و ميکند و در موضع قضا و قضاوت حکومت اسلامي نشسته است و به کاري که ميکند ايمان دارد چه باک که پيمان شکنان بين فريضه از دم شمشير بگذرند.