بحثي پيرامون مزمت ريا و منع آن در عبادات غير آن

رياء يعني کسي کار خوبي را انجام بدهد ولي نيتش از اين کار ايجاد شخصيت اجتماعي و معرفي کردن خد در جامعه بنام شخصي نيکوکار باشد.

بحث پيرامون صفت رذيله رياء و نقش منفي و مخرب آن در جامعه اسلامي و چگونگي راهها و عوامل مبارزه با اين بليه نفساني و غريزي از جمله ابعاد مهمي است که شخص مسلمان و مومن بايد با درک عميق و شناخت صحيح بدان توجه نمايد تا از سقوط در منجلاب فساد تباهي بدور بماند مطلبي را که در زير مي خوانيد گفتاري است پيرامون همين مسئله مهم از شهيد بزرگوار آيت الله قدوسي رحمه الله عليه که ما در اينجا بمناسبت سالگرد شهادت اين عالم رباني،‌آنرا در ذيل مي آوريم ‌:

رابطه بين دستورات اسلامي و اعمال مسلمين

شکي نيست که آداب و سنني در اسلام هست که گاهي بعنوان «واجب» و گاهي « مستحب» و زماني به نام  مکارم اخلاق و رسيدن به مراتب کامله ايمان بيان شده و تنها تعبد ( بدون چون وچرا)‌نداشته و غرض اصلي از اجراي آن رفتن بهشت نيست، گر چه بعضي از نويسندگان و گويندگان تواناي ما اصرار دارند که نبايستي روي مصالح دنيوي احکام تکيه کرد بلکه بايستي نتايج اخروي آنرا در نظر گرفت، ولي اين نظريه تا آن حد قابل قبول است که کسي بخواهد مصالح همة احکام را به اتکاء علومي که هر روز در حال تغيير و تبديل است بررسي کرده و مثلا ‌ً تنها فائده روزه را صحت مراج با فايدة غسل و وضوء را شستشوي بدن بداند،‌ که قهراً در تغيير اکتشافات و نظريه هاي علمي دچار ترديد و ابهام مي شويم.

صاحبش از نظر اسلام ارزشي نداشته و رياء آن عمل را نابود مي کند) در اخبار پيشوايان اين موضوع زياد تاکيدشده و حتي در بعضي از آنها شخص رياکار را دشمن خدا و در برخي او را مشرک شمرده است.

نقش مهم اخلاقيات در جوامع

اغلب دانشمندان علم الاجتماع معترفند که ازدياد مفاسد اجتماعي و از بين رفتن فضائل و مکارم اخلاقي نقش مهمي در سقوط و اضمحلال اقوام و ملل بعهده داشته است. همچنين ترقي و پيشرفت برخي از ملل در گرو يک سلسه محاسن اخلاقي و فضائل اجتماعي آنان بوده است .

مطالعة صفحات تاريخي که علت و سبب سقوط و يا رشد اجتماعي و روي کار آمدن ملل و اقوام راضبط کرده به ما نشان مي دهد که مقدمات انهدام و نابودي ملل بزرگ،‌از شيوع و شدت مفاسد اخلاقي در ميان افراد آنان شروع شده و به دنبال فاسد شدن اشخاص،‌کم شد، محور جامعه از دست گردانندگان آن بيرون رفته و هيچ گونه حافظي براي استقلال آن ملت وطايفة‌باقي نمي ماند که در نهايت آن جوامع چاره اي جز سقوط و نتيجه اي جز زوال و نابودي ندارند، در مقابل، وقتي افراد لايق و شايسته در جامعه زياد شد، زمينه براي رشد ملي و اقائي آن جمعيت آماده تر شده و هر آن به هدف نزديک تر مي شوند .

اينک بايد ديد که شارع مقدس اسلام با تشريع يک حکم بعنوان قبح و منع رياء چگونه افراد جامعه را به سوي فضائلي چند از اخلاق سوق داده است.

تجديد غرائز فطري بر پاية کمال انسانيت

همه ميدانيم که افعال و اعمال نوع بشر اغلب بخاطر استرضاي غرائز فطري انجام مي گيرد. همين غرائز است که زندگاني را باتمام شدائد و براي انسان لذت بخش و دلپذير کرده و تلاش شبانه روزي را کاري آسان و معمولي و جلوه مي دهد و همين ارضاي غرائز است که گاهي بشر را از حدود انسانيت بيرون کشيده و حتي حاضر است براي رسيدن به سود خود به جنايات و کارهاي خطرناکي دست برند . از ديانت مقدسه اسلام که مجموعه احکام و قوانينش را ميتواند غرائز فطري بر پاية کمال انسانيت) فاسد گاهي شرايط و مقرراتي براي احکام خود قرار داده که به منزلة محکم ترين کنترل غرايز است .

چگونه ريا را در جامه ريشه کن کنيم؟

صاحب شهرت از غرائزي است که از همان آغاز طفوليت در انسان به فعاليت افتاده و به دنبال آن مفاسدي دامن گير انسان مي شود . مثلا يک بچه مسلمان و شايد تمام اطفال قبل از بلوغ اگر در خانه اي زندگي کنند که پدر و مادرشان اهل نماز و روزه باشند علاقه اي که نسبت بروزه گرفتن نشان مي دهند براي اين است که در بين فاميل صحبت و گفتگو شود که فلان طفل امروز را تا غروب روزه گرفت و حتي با اينکه نماز خواندن براي اطفال از روزه گرفتن اسان تر است ولي روي همين حساب در روزه گرفتن علاقة بيشتري نشان مي دهند ، زيرا وقت آن طولاني تر بوده و قهرا مدت بيشتري مورد توصيف و تمجيد خانواده و فاميل واقع مي شوند . همين طور در تمام مراحلي که تشويق ترغيب موثر است. همه از يک غريزه سرچمشه گرفته و بطور خلاصه به عنوان حب شهرت در جامعة انساني پيدا شده است و مفاسدي را براي هميشه بخاطر مشهور شدن و ارضاي اين غريزه در جامعه ايجاد کرده است.

لذا مشارع مقدس اسلام در عين حال که بنحو جداگانه از خصوص اين صفات مذمومه منع فرموده ، ولي براي نابود کردن منشاء فساد و جلوگيري از انحراف اخلاقي يکي از شرايط اصلي عبادات و افعالي را که در هر شبانه روزي انجام مي دهند اخلاص و اجتناب از اين صفت رذيله قرار داده است.

بديهي است هر گاه مسلمانان از آغاز،‌بلوغ کارهاي را براي خدا و بخاطر خود کار ،‌انجام دهند کم کم بصورت يک صفت ثابت در مي آيد و بالاخره صفت رياء از همان اوائل رشد که اطفال مسلمان مشغول تمرين عبادات و ياد گرفتن آداب اسلامي هستند . از ميان آنها ريشه کن شده و بالنتيجه افراد جامعه فضائل اخلاقي را بخاطر ارزش ذاتي و فضيلت بجا آورده و توقعي از توصي و تمجيد ديگران نداشته و متعاقب آن صفات ، علاقه بارزش ذاتي فضايل و استغناء طبع در آنها زنده شده بو حب شهرت، خود خواهي ، دوروئي از بين رفته، مقدمات رشد حقيقي جامعه فراهم مي شود.

(والسلام)‌