آيت الله قدوسي توطئه اشغال چند مرکز مهم دولتي را فاش کرد.

عصر روز گذشته آيت ا...قدوسي دادستان کل انقلاب اسلامي در يک مصاحبة مطبوعاتي ،راديو و تلويزيوني در محل دادستاني انقلاب شرکت کرد و در مورد ايرادات و اتهامات وارده به دادستاني و شخص ايشان و تحصن اخير در دادستاني و سئوالات مختلف پاسخ گفت : و توطئه اي را که بر عليه دادستاني و نخست وزير راديو و تلويزيون و محاصرة بيمارستان قلب و ستاد ارتش قرار بوده انجام پذيرد فاش ساخت .

آيت ا… قدوسي در آغاز در پاسخ به اين سئوال که در مورد ايراداتي که به شما از طرف متحصنين در اين مدت اخير گرفته اند جواب داد خوشحالم از اينکه در جريان اين تحصن ،کاملاً رفقا و برادرانمان را آزاد گذاشتيم تا بر خلاف همة مقررات اجتماعي و اداري هر مؤسسه اي تمام پرونده ها را زير و رو کردند احکام را ديدند و اسناد عکس و فتوکپي گرفتند و حتي 5 الي 6 روز تلاش کردند تا همة نقاط ضعف بنده و دادستاني را تهيه کردند و در اختيار روزنامه ها گذاشتند و يکي از روزنامه ها هم با کمال کم لطفي با تيترهاي سوءاستفاده دادستاني را چاپ کرد . در حاليکه بلا خره در اين کشور قضاتي هستند وقتي اين اسناد را ببينند مي فهمند که سو ء استفاده بوده يا اينکه هر کس اشتباهاتي دارد آنهم در شرايط کنوني دادستاني انقلاب کل .

ايرادات وارده

بطور کلي ايرادات دو نوع است : يک قسمت استفاده از مقام و به تعبير آقايان سوء استفاده مهم و سه مورد اينها ذکر کرده اند .

الف – ما يک نفر از بستگانمان را گفته ايم که خانه اش را تخليه کنند . بنده نشان ميدهم اين عين حکم دادگستري کشور است . اين حکم براي تخليه به همين خانم کبري همتي گرگاني در 17/5/58 داده شده است يعني حکم تخليه از طرف دادگستري صادر شده و يک روز که آقاي حاج سيد جوادي وزير دادگستري با نمايندة صليب سرخ به زندان اوين آمده بودند من گله کردم که دادگستري نارسايي هائي در دواير مختلف دارد و در کارها هم کندي ايجاد مي کند و مثال زدم که مثلا همين حکم 5 سال است ميرود و تازه 6 ماه است حکم تخليه داده اند .و آن فرد هم خالي نميکند ايشان گفت واقعش اينست که افراد ضابطها نميکنند يا نمي توانند گفتم ما اين کار را بکنيم گفت :خيلي ممنون ميشوم آقاي حاج سيد جوادي سالم است و زنده است ما فرستاديم اين خانه را فقط به اطلاعشان رساندند که تخليه کنند و بعد از يک ماه هم خودشان خالي کردند.

خوب اگر دادگستري حکم خانه اي را داده و يا دخالت کرديم و اين حکم را مانند صدها حکم اجرا نشدة ديگر که به ما احاله ميشود اجرا کرده ايم آيا اين سوء استفاده از مقام است .

مورد ديگر اينکه همسايه اي ما داشتيم که پيرمردي گلکار بود و پسري داشت يک روز که من در قم بودم جلو مرا گرفت که اين پسر من که خرج آور من است شما بنويسيد اين را منتقل کنند به منظريه قم که به ما نزديک باشد خوب من از موقعيتم اين استفاده را کردم که يک سرباز در کنار پدر و مادر پيرش باشد آيا اين استفاده از مقام است بنفع يک ضعيف يا سوء استفاده است .

و وقتي در روزنامه مينويسند سوءاستفاده مردم فکر ميکنند ما ميليونها تومان دزديده ايم .

ضمانت مورد سوم مسئله آقاي کاتوزيان که من در همة عمر فقط يک بار کاتوزيان را از دور در حرم ديده ام ونه تماس تلفني داشته ام و خانه اش هم نرفته ام ونه به خانه ام آمده جز آن يک دفعه

نديدم و بيم تباني هم با ديگران ندارد يعني بود و نبودش در زندان در باره اتهامات پرونده تاثيري ندارد و حال که ما نمي توانيم سريع به وضعشان برسيم با ضمانت آزادشان کنيم اين را نسبت به بعدي ها هم ميگوئيم البته اگر من ضمانت نمي کردم براي خودم بهتر بود . اينها چيزهايي بود که بمن ربط داشته .

مصادره ها

اما مسئله مصادره ها که نوشته اند توضيح ميدهد يکي ديبا ، در مورد مسئله ديبا حکم رفع مصادره اش بوسيله آقاي اميد نجف آبادي صادر شده است و مطلب اينست : که در مورد توقيف 35 سهم خانم وکيلي ديبا از سهام پارک هتل و مسدود کردن حساب بانکي نامبرده از نظر اينکه دليلي در پرونده منعکس نشده جز نشده جز اينکه نامبرده از اقوام بسيار دور خانواده ديباست و اين تنها نميتواند دليل مجرميت يا عدم مشروعيت اموال نامبرده باشد وجز اين ممراعاش ندارد پس اين را رفع مصادره کنيد .وبعد بنياد نوشته طبق خود آنچه اين خانم نوشته از اقوام دورش نيست و دختر ابوالحسن ديباست .و اين مورد مصادره اي بوده که نوشتيم چون نوشته اند رفع مصادره بکنيد پس شما هم انجام دهيد .

اصلا مصادره اينجور نيست که اگر کسي خائن بود به جرم خيانت همه يا بعضي از اموالش مصادره مي شود مصادره يعني اگر اموالي از مال بيت المال در اختيار کسي هست بايد بر گردد خواه در اختيارش باشد و خواه با تباني و زدوبند به بچه و قوم و قبيله نه انتقال داده باشد .خواه مذهبي مقدس باشد خواه قاتل واجب القتل فرقي نميکند .و آنوقت ببينيد با حکمي که امام در مورد دادستاني به من مرحمت فرمودند و در قسمتي از متن آن گفته اند :و در هر حال احتياط کاملا مراعات نمائيد از خداي تعالي ادامه توفيقات شما را خواستارم .

در هر حال احتياط کاملا مراعات نمائيد که به بنده امر شده يعني من چشمم را بهم بگذارم و بگويم هر کس جاني است و همه اموالش را بياوريد اينکه با حکم جور در نمي ايد .

آيت ا….قدوسي سپس اشاره کرد که در يک حکم اموال 209 نفر مصادره شده به شکلي که نوشته اند دولت موظف است زندگي معمولي باقيماندگان را تامين کند و يا يک جاي ديگر 38 نفر في المجلس مصادره شده که الان قاضي مي گويد اشتباه کرده ام بفرستيد قم تجديد نظر کنم .

دستور امام براي مصادره ها

من خدمت امام رسيدم و به حضورشان عرض کردم اينجور که شما مي فرمائيد نه براي من ونه براي هيچکس ممکن نيست که اطمينان پيدا کند که تمام اين اموال حرام است ايشان فرمودند بر طبق دستورات فقهي عرض کردم اقل و اکثر (يک قاعدة فکري است ) يعني اگر شک داريد که همه اش بايد بر گردد يا يک مقدار کمترش بايد مقدار کمتر بر گردانيد . اگر از ما توقع دارند که ما بدون مراعات موازين شرعي و قوانين اسلامي چشم بسته کار ديگران را تجويز کنيم .بنده صد سال ديگر هم اهلش نيستم جلوي مسلسل هم ببرند اهلش نيستم براي اينکه ما براي دين و اسلاممان خيلي بيش از انقلابمان اهميت قائليم چون انقلاب کرديم تا اسلام به کرسي بنشيند نه اينکه کمونيستي به کرسي بنشيند .

ايرادات به دادستاني متخصص اين کار نيستم به فرد متديني که آنها هم قبول دارند يعني آقاي پاکروان رسيدگي کند وبعد رسيدگي کرده و نوشته که با توجه به مراتب فوق بنظر اينجانب مصادره شرکت فوق ضرورت نداشته چون اين شرکت خدمات فوق العاده انجام مي دهد و از وقتي در اختيار بنياد قرار گرفته ضررهايي کرده پس اين را بر گردانيد .بنده هم نوشتم با توجه به نظرية آقاي پکروان دستور رفع توقيف بدهيد . اين به نظر آقايان و همه حقوقدانان چه گناهي است که من مرتکب شدم از ديگر گناهان من اينکه دادستان از بنياد خواسته است که بکار مسعود در دشتي رسيدگي کند و حال اينکه مسعود دردشتي در دانشکدة ايتاي آمريکا و عکس او با يونيفورم هست.

ما نوشته ايم رسيدگي کنيد آيا اين جرم است اگر قرار بود چشم بسته کار کنيم احتياجي به بنده نبود اينجا بيايم .

ايراد ديگر پاسداران به حکم آقاي غفارپور موردي را مصادره کرده اند ايشان نوشته تا سير پرونده مزاحم محمود پور کاظمي نشويد «سير پرونده »يعني جه يعني تا پرونده رسيدگي شود وحکم داده شود .

مگر شکايت از دادگاههاي سابق چه بود مگر نه اينکه هر چه شاه ميگفت آنها اطاعت مي کردند اگر ماه هم بخواهيم همين کار را بکنيم آنوقت دادگاه ميشود . اين همان دادگاهي است که انقلابش يک روز منطقه را ميخواهد زير پر بگيرد يا آن دادگاه اسلامي است که آمريکا را نگران کرده است .

با اينکه دادستان نوشته خانه دختر سپهبد حسين آزموده که در تصرف بنياد است اگر حکم مصادره اموال بنام دختر سپهبد آزموده صادر نشده منزل را تخليه نمايند آيا اين جرم است که اگر مصادره نشده منزل را تخليه نمائيد . يا مثلا آقاي قدوسي از بنياد خواسته اند که در حد لازم و گذرا ن زندگي همسر محمود جعفريان معدوم وسائل زندگي داده شود . اين جرم ما است گفتيم آقا اين را که شوهرش را کشته اند حد معمول زندگي به او اثاثيه بدهيد اين جرم است در دادگاه اسلامي .

سابقه مبارزاتي و زندان

سوال که مطرح شده شما هيچگونه سابقة مبارزاتي نداشته ايد و يک روز هم زندان نرفته ايد آيا اين درست است ؟آيت الله قدوسي : خيلي متاسفم که اين حرف را از کسي نقل ميکنند که نمي دانم زماني که ما را بعد از مدتها در زندان قزل قلعه و خانه هاي امن ساواک در تهران بردند و نگهداشتند به ما خبر دادند که ( يک نفر الان هم در زندان است ) اگر شما اعتراف نکنيد به صد سال زندان محکوم ميشويد يادم است که حضرت آيت الله  منتظري گاهي که از جلو بنده رد مي شد به عربي ميفرمود سلام بر تو کسيکه به ده سال زندان محکومي . اين آقا حق بود اين را از جناب آقاي منتظري سوال کند .

جريان اينکه مرا پيش ارتشبد معدوم نصيري برده و شديداً اعتراض کردم به زدن آيت ا… منتظري و او هم منکر اين مسئله شد و من دوباره خدمت آقاي منتظري نقل کردم و ايشان به مقدم گفته بود اين را چرا منکر شدي و او هم گفته بود خواهش ميکنم مرا بيش از اين خجالت ندهيد . خوب بود اينها را از آقاي منتظري بپرسند . هنوز اعلاميه هاي سال 42 که ما امضاء ميکرديم موجود است . ولي بالاتر از همة اينها حلا که گفته اند در قم کلاس تربيت قضائي ميگذارند آيا يکي از شرايط زندان رفتن است ؟

اصلا کي گفته يکي از شرايط زندان رفتن است ؟اگر کسي تمام شرايط قضاوت و درستي را داشت و زندان نرفته بود بايد از صحنة روزگار حذفش کرد . خود مدرسة حقاني نشان ميدهد که ما قبلا حاضر بوديم يا نه .

توطئه تکان دهنده سوال شد که آيا به نظر شما تحريکاتي در تحصن دادستاني اوين بوده است .

آيت ا… قدوسي جواب داد ببينيد آقا ما دفعتا با يک پرونده بر خورد کرديم که به نحو تصادفي اين پرونده دست ما آمد ، اين پرونده خيلي مسائل را براي ما نشان ميدهد و در اين پرونده برنامه هايي براي گروه خاصي ترتيب داده شده که اينها بايستي با چه شکل با مردم رفتار کنند .تکه اي از آنرا ميخوانم بر خورد با مردم :

در قسمت اول جنبه اصلي کار بايستي بصورت سرگرم کردن و گير انداختن آنها باشد .از بحث رودررو با آنها و سوال و جواب کردن بايد پرهيز کرد . ميتوان سوالاتي از قبيل اعلاميه را از کجا آوردي ؟ کي خبر داد ؟ امضايش چيست ؟کرد. در بحثهايي که « آتو»هم به آنها داده نشود . مثل اينکه تو اجير شده اي و .. بهر حال تا جائي که ممکن باشد برايشان مزاحمت فراهم کنيم .

دارد که حتما سعي کنيد «ته ريش »هم بگذاريد . وسجاده هم همراهتان باشد . (که فرصت نيست همه را بخوانم )و اما آنکه جالب است اين نوشته ميباشد

بنام خدا و بنام خلق قهرمان ايران

عمليات بزرگ هر لحظه که بچه ها آمادگي و بسيج لازم را داشتند درنگ جايز نيست . راديو و تلويزيون ،نخست وزيري و زندان اوين بايد بطور همزمان با تسخير نيروهاي انقلابي مسلمان در بيايد .بيمارستان مهدي رضايي نيز به منظور جلو گيري از هر گونه صدمه احتمالي به امام (البته آنها نا مؤدبانه تعبير کرده اند و من ميگويم امام )بايد به محاصره کامل نيروهاي انقلابي در آيد .در لحظه شروع عمليات و واحد تسخير کننده نخست وزيري « مراهم همراه خودش بر دارد » ( که يک اصطلاح رمزي است ) همين امروز چطور است . ستاد ارتش نيز بوسيله نظاميان انقلابي بايد تسخير شود .

اين تصادفاً يک جائي پيگيري شده و به دست آمده و مطالب بسيار جالب و تکان دهنده اي دارد که ما چون مشغول پيگيري هستيم و اصولا ميخواهيم همه مطالب قبل از فاش شدن روشن شود لذا از اشاعه و افشاي بقيه مطالب خود داري ميکنم .

اين مطالب بدست ما رسيده بود و آنچه راهم آنجا ميديديم بعضي از اين افراد را عرض کردم حتي اين ايرادات را به من در جلسه کرده بودند و من به عينه اين جوابها را داده بودم .

و آن روزها هرچه عرض مي کرديم آقا ،تحصن جايز نيست ، اسمش را اگر عوض کنيد و بگذاريد جلسه اعتراضيه ، با عوض کردن اسم مسئله حل نمي شود ،نشسته ايد ،کار نمي کنيد درها را هم بسته ايد ، گاه و بي گاه با سپاه پاسداران هم يا شما ميگوييد يا آنها خودشان ميکنند در و ديوار و هوا را با اين گلوله هاي مستضعفين به رگبار مي بندند و يا مثلا نمي گذاشتند دارو براي بيماران ببرند .

مسئله « اوين »روي آن تکيه شده بود به نظر ما نشان ميداد که خدا نخواست (البته من کسي را متهم نمي کنم و نمي خواهم بگويم افرادي که آنجا بودند خداي نخواسته همه شان دخالت در تحريک داشتند ولي قرائني نشان ميداد مسئله خيلي ساده نبود ).اين احتمال بوده که يک زمينه اي براي مسائلي در پيش بوده که خوشبختانه به خير گذشت .

در اينجا خبر نگاران سئوالات خود را مطرح کردند .

مسئله اعدام مير اشرافي

س: نقش شما در رابطه با مسئله مير اشرافي و اعدام او چه بود ؟

قدوسي :اولين کسي که از فرار مير اشرافي از زندان جلو گيري کرد ،من بودم براي اينکه ايشان مدتها در کاخ دادگستري بود و آنجا اوائل انقلاب تلاش زيادي ميکردند که ايشان آزاد کنند و من مخصوصا ميگفتم اين روزنامه «آتش »که تا همين روزها منتشر مي شد ، فراموش شدني نيست و چون من از طرف امام سئول کارهاي زندان بودم قبل از اينکه ايشان قم تشريف ببرند ‌دنبال من زياد مي آمدند و من مقاومت ميکردم و حتي زن و بچه اش جلوي درب منتظر مي شدند و حتي حاج آقا خزعلي که از فضلاي معروف حوزه و منزلشان روبروي منزل ماست با خانواده او آشنا شدند و يک روز که آقاي خزعلي منزل امام مشرف بوده تلگراف 75 سانتيمتري حضور امام مياورد و امام تلگراف را به آقاي خزعلي ميدهد.

ميراشرافي در حاليکه واقعا فردي بود که تمام اتهامات وي ممکن بود درست باشد ولي وقتي من با آقاي بروجردي قاضي دادگاه آنجا بحث ميکردم گفتم تمام مطالب شما درست اما مسئله عفو امام چطور مي شود فقط همين . بعد هم من منصوب شدم و به تهران آمدم و ديگر مسئله را تعقيب نکردم و ديگر حتي يک بار هم خدمت امام صحبت نکردم و حتي نامه اي را که امام توسط آقاي خزعلي براي من فرستاده بودند چون من در دادستاني قصر نبودم بدست من نرسيد و بعد معلوم شد که از قم تلفن کرده اند و به دادگاه گفته اند و بعد از ظهر بود که آقاي اشرافي دادستان اصفهان تلفن کرد من پرسيدم چنين مسئله اي بوده؟ گفت بله ما مسئله را نقل کرديم ولي… من فهميدم که شنيده اند ولي به فرمايش امام هم در آن مورد ترتيب اثري داده نشده آنچه بنده بيني و بين الله در مسئله ميراشرافي دخالت داشتم فقط همين مقدار بوده و چند دفعه هم به حضرت آيت الله منتظري عرض کردم شما به اين آقا بگوئيد اين تهمت را چگونه جواب ميدهيد که اين جلوگيري را به من نسبت ميدهيد در حاليکه من به تلفن کرده ام و نه صحبت کرده ام و نه شما را ديده ام

س:‌راجع به شايعه آزاد شدن امير انتظام و بستري شدنش در بيمارستان چه نظري داريد

ج: امير انتظام آزاد نشده و تصميم هم به آزاديش کسي نگرفته ولي به ما اطلاع دادند بيمار است و چند روزي هم به همان اعتصاب برخورد کرد و به او دارو نرسيد لذا به بيمارستان زندان انتقالش دادند و فعلاً در بيمارستان اوين است البته او قبلا در يکي از خانه هاي مجاور سفارت بازداشت بود و بعد به زندان اوين منتقل شد.

دادستان انقلاب در مورد ميناجي گفت قرار است پرونده امير انتظام آغاز شود آنوقت در رابطه با پرونده او همه چيز روشن خواهند شد و چند نفر ديگر هم در اين رابطه هستند.

س:‌در رابطه با انتخابات اخير امام در دادگستري بعضي اعتراض کرده اند که چون اين آقايان عضو حزب هستند و قاضي بايد هم از نظر قوانين سابق و هم از نظر شرع بيطرف باشد. نظرتان چيست؟

ج: قوانين سابق که تمام شد و رفت پي کار،‌از نظر شرعي هيچ اشکالي ندارد ‌بيطرف بودن معنايش اين نيست که ما در حزب نباشيم هر کس هم در حزب هست اگر فرد مسلماني باشد که از نظر روحيه کامل است خيلي راحت مي تواند قاضي باشد و اما اگر نه خداي نخواسته مرد مسلماني نباشد در حزب هم نباشد بيطرفيش را ثابت نمي کند.

س:‌محاکمه گروه فرقان به کجا کشيده است؟‌

ج: اينها همين روزها در محاکمه هستند و محاکمه را هم علني خواهيم کرد البته نه به آن صورت ،‌به اين ترتيب که نمايندگان مختلفي از روزنامه ها ‌از دانشگاه از وزارتخانه ها بيايد و به اين شکل علني محاکمه شوند.

س:‌راجع به نظر آيت الله منتظري که گفته اند بعد از انتخابات مجلس کليه روحانيون از کارهاي اجرايي کناره گيري مي کنند چيست و آيا در دادستاني هم عملي خواهد شد.

ج: اگر عملي بشود بسيار کار خوبي است بنده معتقدم روحانيت را يک حرکتي و موجي در حال بيرون بردن از صحنه مي باشد براي اينکه مي دانند اين انقلاب قوامش به شخص امام بود که نمونه کامل يک روحاني و يک انسان و يک مسلمان است يعني مسائلي که زبان ما از بيانش الکن است و آقايان مصلحتشان اين است که کنار بروند ‌تا مردم باورشان بيايد اينها غرضي نداشتند و جاه طلب نيستند و واقعا قصد خدمت داشتند و اين در هر جا عملي شود احتمال مي دهم در دادگستري نشدني است و چاره اي نيست