شهيد ما از ديدگاه شاهدان

مصاحبه با آيت الله موسوي اردبيلي :  رياست محترم ديوان عالي کشور 

 او در مقابل تمام خطرات تا لحظه هاي شيرين شهادت ايستاد

س: حضرت آيت الله همانطور که مستحضريد ، سالگرد دومين شهيد سنگر قضاوت آيت الله قدوسي نزديک است ،‌لذا خواهش مي شود ،‌به طور مشروح درباره فعاليتهاي قضايي ايشان آنچه که مي دانيد ، بيان فرماييد

ج: درباره فعاليتهاي قضايي شهيد قدوسي رحمت الله عليه نمي توان به طور مشروح در يک مصاحبه سخن گفت البته از ابعاد بلند ايشان مي شود در يک مصاحبه به طور مجمل مسائلي را بيان کرد .

من شهيد قدوسي را از دير زماني است که مي شناسم ،‌قبل از مدرسه اي که در قم ايشان اداره مي کرد ،‌رابطه کاري فعالي با ايشان نداشتم ولي خود آن بزرگوار را به خوبي مي شناسم . حتي بعد هم که ايشان در شوراي عالي قضايي فعاليت چشمگيري داشتند ، ما با يکديگر همکاري نزديک و صميمانه اي داشتيم . تا فرا رسيدن شهادت ايشان که بسيار ناگوار بود

شهيد رحمت الله عليه انساني بود ،‌بسيار متشرع مقيد به موازين شرعي تا آنجايي که مي توانست کار و فعاليت مي کرد و تمام آنها را بر طبق معيارهاي شرعي انجام مي داد . داراي افکار انقلابي بود ، با فرهنگ انقلاب کاملاً آشنا بود ، فداکاري ، خدمت ، آگاهي ، مسئوليت و تعهد را هم به قدر کافي داشت ، يک چنين انساني با اين مشخصه هاي روحي آمد و در يک نهاد انقلابي مشغول به کار شد ، نهادي که کارش بسيار سنگين بود و تماماً درگيري داشت ، يعني مقداري از کارهاي اين نهاد ،‌دستگيري ،‌مسئله زندانها ، نگهداري اموال و خانه ها و مسائل قضايي که خيلي سنگين و سخت بود ، و در قبال هرگونه حرکت و تخلفي مواجه با انتقادات شخصي ، جو سازيهاي گروهها و … مي شد و در مسئله کار ،‌عده اي بودند که مسئوليت را رها مي کردند ، يا شانه خالي مي نمودند و نظاير اينها ، ايشان اين حالتها را هم به هيچ وجه نداشت ،‌با صلابت بود و قاطع و مصمم آمد و مشغول به کار شد .

آنهايي که وارد هستند در مسئله دادسراها و دادگاههاي انقلاب مي دانند که در سال 58 وقتي افراد خوب آمدند ،‌در آن اوايل مکان هم نبود که آن افراد را تصفيه کنند ، و بجاي اينها افراد دلسوز و مسلمان جايگزين بشوند ،‌البته در جاهايي که افراد اهل علم حضور داشتند ،‌اشکالات کار کمتر بود ولي بعضي از آقايان شناخته شده نبودند و احتمال مي رفت که عناصري براي کارشکني داخل شده باشند ولي رفته رفته به لطف خدا و با زحمات بي شائبه و شبانه روزي شهيد سعيد آيت الله قدوسي رحمت الله عليه ، دادگاه و دادسراهاي انقلاب به نظم آمد ، ايشان به محض پذيرفتن اين مسئوليت خطير شروع به پاکسازي محيط کرد و به اعتقاد من از دورانهاي سخت و مشکل کار قضايي ايشان همان لحظات بود ،‌چون عده اي اشکال تراشي کردند ، موضع گيري نمودند ولي شهيد مقاومت کرد ، البته از حمايت ديگر برادران هم برخوردار بود ، اما در عين حال خود ايشان بودند که مستقيماً در معرض اين گرفتاريها قرار داشتند ، اين کارها بسيار ارزنده بود ، تا اين که بعداً مسائل حل شد و اين بحران فروکش کرد ولي ايشان تا لحظه هاي آخر شهادتشان از اين گرفتاريها به دور نبودند و در نهايت به دست منافقين شهيد شدند ، اين يک بعد ايشان بود .

بعد ديگر وي ، اداره دادگاهها و دادسراهاي انقلاب در مسئله فعاليت قضايي ايشان بود ، کسي شايد نمي دانست که در اوايل انقلاب چه مشکلاتي براي کار بود ،‌پيدا کردن افراد براي اين گونه نهادها چون حتي خطرات جاني داشت و مشکلات کار بسيار فراوان بود ، و افرادي که مي آمدند ،‌مي بايست با آرامش خاطر ، تسلط کامل و از دقت کافي برخوردار باشند ،‌کمتر پيدا مي شد مشکل بعدي اين بود که وقتي نيرو يافت مي شد ، سرکار گذاشتن و بعد نيز کنترل نيروها خودش يک کار اساسي محسوب مي گرديد ،‌افرادي که آموزش نديده بودند ،‌سابقه اي از اين کار در گذشته نداشتند ، بلکه بدون آمادگي قبلي با هزاران زحمت مواجه مي شدند و بافت چنين نيروهايي مشکلات فراواني را ايجاد مي کرد و اداره همه اين امور با ايشان بود ، با توجه به اين که بديهي است نيروها از توازن کافي برخوردار نخواهند بود ، لذا ناهماهنگي به وجود مي آيد ، يکي کند کار مي کند ،‌يکي تند است ، ديگري خط فکري اش چنان است ، ديگري عامل نفوذي در مي آيد ،‌بنابراين يکي کردن و گذاشتن و نصب نيرو يک مشکل ،‌اداره و کنترلش مشکل بعدي و برداشتنش مشکل سوم واقعاً اين مسائل در کار وجود دارد ، آنهايي که دستشان از دور به آتش است شايد درک نکنند ،‌من چه مي گويم .

ولي به راستي که اين قضايا از امور مهم در کار است . ايشان هم از ابتدايي که آمد با چند نفر دستيارش به تنهايي همه اين امور را به عهده داشت و از يک فرد مگر چقدر با اين همه وسعت کار آن هم در سطح يک کشور ، مي توان توقع داشت ، با توجه به اين که در هنگام کار مشکلات فراواني پيدا مي شود که مي بايست راه حلي براي آن جست ، از طرفي خط فکري دادن به همه اينها خودش يک مسئله است ، مضافاً به اين که وقتي انسان خط فکري بدهد ، يکي مي گويد ،‌اين قانونگزار است ، ديگري مي گويد در حد وظايفش نيست و اينها چه مقدار مشکلات ايجاد مي کند ،‌جو عمومي کشور هم در آن زمان که رئيس جمهور ،‌ملعون از آب درآمد نامساعد بود ،‌آنها هم با اياديشان در سراسر کشور از چپ و راست مي کوبيدند و اين نهاد انقلابي را حتي خلاف قانون مي دانستند و خلاصه مصائب بسيار زياد بود ، ولي ايشان چون احساس وظيفه شرعي مي کردند ،‌همه اين مشکلات را تحمل کرد ،‌حتي فرزندش شهيد شد ،‌که حتي جنازه اش در هويزه پيدا نشد ،‌ايشان تمام اين مشکلات را پشت سر گذراند و تا آن لحظه آخر دست از فعاليت و پشتکار برنداشت ، و هيچ وقت از کارش باز نماند ، و مسئوليت خود را ترک نکرد و حتي در اين راه هم شهيد شد ،‌خدايش بيامرزد و انشاالله قرين رحمت کند .

« والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته »