مقدمه

هوالقدوس

در بستر پرشتاب انقلاب اسلامي ، آنچه که به عنوان عاملي مشخص و بارز از ميان بقيه عوامل نمود معين تري مي يابد ، عامل « همگاني و فراگير » بودن انقلاب اسلامي است ،‌عاملي که بالطبع مي بايست فرهنگ « شهادت » در ميان تمامي اين اقشار ملت و مسئولين گسترش يابد تا اين عامل موضوعيت پيدا کند !

در اين باره از مهمترين خصوصيات و ويژگيهاي برجسته اين انقلاب که از ميان تمامي انقلابات دنيا ممتاز و جدا مي شود «‌مکتبي »‌بودن به همراه «‌سازش ناپذيري » آن در لواي شعار «‌نه شرقي ، نه غربي »‌است ، با توجه به اين که انقلاب اسلامي به عنوان يک رخداد تازه کليه محاسبات و موازنات و معادلات حاکم بر جهان را در صحنه بين المللي بر هم ريخت و اين همه از « رهبريت » نمونه آن که هم اکنون در وجود مبارک حضرت آيت الله العظمي امام خميني تجسم يافته است ،‌انقلاب اسلامي را الگو و اسوه نموده و مصداق اين آيه شريفه « و جعلناکم ، امه وسطا » گشته است .

الف ) = مقابله تروريسم به عنوان يکي از شگردهاي استکبار جهاني با فرهنگ فراگير شهادت طلبي :

با اين حال دشمن در پي فروپاشي بنيادهاي چنين انقلابي از اون پيروزي بر آمده است ، انقلابي که توانسته است تمامي قلوب داغديده مسلمين جهان را به خود جذب نمايد و به مثابه شمعي شود که پروانه ها به دور آن گرد بيايند .

نتيجتاً اين تلاش که براي از هم ريختن بنيانهاي ساخت بناي انقلاب اسلامي است ، مي بايست از يک « روند محاسبه شود » برخوردار باشد . روندي که متکي است بر ارزيابي ها و تلاشهاي پرگسترده استکبار بين المللي که از سالها تجربه استعماري برخوردار است .

با اين تحليل ، مي توان دريافت که چرا دشمن در پي ترور و به شهادت رسانيدن مسئولين به عنوان يک سياست مشخص برمي آيد و اين را بالطبع مي بايست از طريق عوامل به کار گماشته شده خويش که سر در مزدوري ( امپرياليسم غرب و شرق ) خوابانيده اند صورت پذيرد .

در اين رابطه ،‌نکته اي که ضرور به نظر مي رسد اين است استکبار بين المللي دريافت که مي بايست کادرهاي مجرب يک انقلاب را از پيکره آن دور سازد ، چه پيروزي حرکت هر ملتي به ويژه ملتهاي مسلمان در گروي مکتبي غني و تحقق شرايط و اصول و ارکان خاص به خود است و آن اصلي که مي تواند پيروزي ملتي را به ارمغان آورد ، طبعاً نيز مي بايست در راستاي يک ارزيابي همه جانبه و اساسي و گسترده از شرايط عيني جامعه و ملهم شود از منبع لايزال وحي باشد .

در اين باره به راحتي و صريح مي توان گفت که تنها اصل و نيز عمده ترين اصلي که مي تواند پيروزي و حتي تداوم انقلاب و حرکتي را ضمانت قاطعانه نمايد و ملت را در بدترين شرايط و محاصره هاي شيطاني مقاوم گرداند ،‌« اصل مکفي بودن کليه نيازها و کادرهاي اساسي يک مبارزه مکتبي » است بالطبع ارکان اين اصل رابطه اي گسست ناپذير با کل جريان مبارزه و انقلاب خواهد داشت .

بدينسان در انقلاب اسلامي ، کادر و نياز اساسي آن در دو سر فصل عمده تقسيم مي شود ، کادر و عنصري که مي تواند انقلاب اسلامي را از خلاء و آفت شکست مصون و محفوظ بدارد ، وجود « رهبريتي الهي » است و نيازهاي اساسي يک انقلاب در کنار رهبريتي الهي که هم اکنون در ولايت فقيه به عنوان متعالي ترين ارزش تبلور يافته است در ابعادت فرهنگي ، عقيدتي ، اطلاعاتي ،‌سياسي ،‌تشکيلاتي ، نظامي و اقتصادي نمود مي يابد ، البته در اين باره مي بايست براي تربيت کادرهاي ذيصلاح يک انقلاب از قبل برنامه ريزي و پيش بيني نمود و حرکتهاي آينده خويش را بر طبق تحليلي مشخص استوار و تنظيم ساخت تا نهضت از گزند انحرافات و کژيها و دچار شدن به دامهاي گسترده و ويرانگر استکبار بين المللي مصون مانده و از خطر نفوذ عوامل اطلاعاتي و منحرف در درون رهبريت آن و حتي در پيکره نهضت به دور و بدون دخالت و جاذبه هاي شياطين جهاني به مسير دراز مدت و بنيادين خويش ادامه دهد ! بنابراين با ترسيم چنين تحليلي از انقلاب اسلامي به طور قاطع مي توان گفت که نکات تحليلي فوق در يک چهارچوب مشخص اصولي گنجانده مي شود و جايگاه واقعي هر انقلاب اسلامي چنين است ، از طرفي آن چيزي که انقلاب اسلامي را از حيطه اين تحليلها فراتر برده و علاوه بر برده و علاوه بر  ، « مردمي » ، « سياسي » به همراه رهبريت الهي ، به او خصوصيت ويژگي و قداست خاصي مي بخشد ويژگي شهادت طلبي در حد متعالي آن است 

چه آنچه مسلم است يکي از عوامل مهم و موثر در پيروزي ملتها بر استکبار جهاني پختگي و تجاربي است که در طول مبارزات و پيروزيها و شکست هاي متوالي آنان در طول تاريخ به دست آمده و به صورت نصب العين و رهنمود مي تواند در مبارزات آينده آنان رهگشا باشد و بسياري از لغزشها و اشتباهات گذشته را جلوگيري نمايد .

عامل مهم ديگري که در اين باره مي تواند به انقلاب اسلامي قداست بخشد و جايگاه واقعي او را در مقام شايسته اي قرار دهد ، اتکا به امدادهاي غيبي و باور اين ذهنيت که انقلاب اسلامي علاوه بر اين عوامل پيروزي آفرين و کارساز پشتوانه و اتکا و عاملي غيبي ، الهي که از منبع وحي سرچشمه مي گيرد ، برخوردار است .

و به اعتقاد ما نکته مهم در همين جاست که در ضمن اين که انقلاب اسلامي در يک تحليل اصولي و صحيح قابل فهم و پياده شدن است در معيارهاي تحليلي ( ابعاد ) وحي گونه کاملاً مي گنجد .

اکنون مطلب اينجاست که اين عامل در انقلاب اسلامي در بعد فرهنگ شهادت طلبي که همگاني و فراگير شده است در حد عالي آن نمود يافته است ، حال اگر دشمن که ذکر آن رفت تمامي تلاش خويش را براي فروپاشي بنيادهاي اين انقلاب به کار ببندد ،‌نه تنها موفق نخواهد شد ، بلکه در اضمحلال و شکست و نوميدي قرار مي گيرد . و در همين باره تذکر اين مطلب رفت که هرچند انقلاب اسلامي در مصاف سياست ترور استکبار جهاني قرار گرفته بود ، ليک بر همگان واضح گرديد با توجه به اين اکنون جاي مطهري ها و بهشتي ها و قدوسي ها و … خالي است ، اما انقلاب اسلامي با از دست دادن شخصيتها در روند خويش تعمق يافته تر از مراحل پيشين خود تداوم يافت ،‌استمرار و تداومي که براي انديشه هاي پوسيده تمدنهاي چپ و راست و مفسرين دروغپرداز غيرقابل باور بود و به راستي چه تعبير زيبايي نسبت به واقعه 7 تير به عنوان انقلاب سوم داده شده است .

چه آگاهي و بينش و شناخت امت مسلمان و شهيدپرور ايران نسبت به حيله هاي سياسي و فريب ها و ترور و تخريب هاي استکبار جهاني در امتداد ساليان سياه حاکميت و فرماندهان و پادشاهان و نمايندگان آن استعمار ، نوعي حضور ذهن نسبت به تمامي اين سياست هاي آزمون شده کهن بين المللي در اشکال شرقي و غربي آنان فراهم ساخته ، که در جزر و مدها و نوسانات سياسي اين زمان رهگشاي بسياري از مشکلات يک انقلاب و مبارزه مکتبي و مردمي است .

و دقيقاً به همين خاطر است که سياست ترور استکبار جهاني در مقابله انقلاب اسلامي ملت ما را آبديده تر مي کند و اينجاست که در مطالعه رخدادها و حوادث و لحظه لحظه وقايع پرشکوه انقلاب اسلامي ، اين حرکت کور دشمن را به عنوان يک سرفصل نوين و به عبارتي انقلاب سوم مي شناسيم 

اکنون براساس اين تحليل است که قدوسي ها هرچند جايشان در انقلاب اسلامي خالي است ،‌اما اين فرهنگ شهادت طلبي انقلاب را از نبود اين شخصيتها پر مي کند و عمده مطلب همين است که محاسبات دشمن غدار بين المللي در اين باره به هم ريخت .

ب)= شهداي بيدارگر اقاليم قبله :

اکنون ما بار سهمگين رسالت بر دوش و نور اميد وحي بر دل ، به دنبال کاروان پرصلابت و خسته جان روحانيت متعهد ، اين رهروان راستين انبيا عظام ره مي سپاريم ، مي رويم تا از منزل کنون خويش به سرمنزلي سعدتزاتر فرو نشينيم و گام برمي داريم تا بتوانيم با انتشار و بيان ابعاد اخلاقي ، عاطفي ، معنوي و جذبه هاي روحاني و استقامت و صبر و توکل و اخلاص اينان ، که يکي از برجسته ترين اين کاروان ، شهيد آيت الله علي قدوسي دام عزه و الشهاده است ، به سر منزل مقصود رسيم ، چه سر منزل ما ،‌مقصود و نهايت راه ما ،‌هدف غايي و نشان منتهاي ما و سرانجام مسير ما ، کاستن رسالت سهمگين از ترسيم ساختن سيماي زيباي اين فرشته شمايلان شهيد است . سيمايي که قلم قادر به تصوير آن نيست ، ليک به جکم « ن والقلم و ما يسطرون »‌اميدي ضعيف در نهان ما ايجاد مي گردد ، و بدين شکل واداشته مي شويم تا با نهايت شرمساري در قبال دو چيز ، عظمت بلند شهيد و رسالت والايي که بر پشت حمل مي کنيم ، قلم به دست گيريم و دفتر تاريخ را در مقابل ديدگان اشک آلود با گلويي بغض گرفته بگشاييم و بر مرکب خون زنيم تا بدينسان کتيبه اي ساخته شود ، شايد حداقل اثر آن ، کاستن دردهايمان از کمبود جاي بلند او باشد .

اکنون با اين توصيف بهتر است از روند يک راست قامت جاودان ياد تاريخ و از سرو بلند قامت هميشه ياد و سرفراز مکتب پرده برداريم اگر ما نکنيم و دست به اين مقصود نيازيم ، چه کساني چنين کنند ؟

ما نيز اين نوشته کوتاه را به حساب مقدمه آورده ايم ليک نمي توانيم به طور صد در صد ادعا نماييم که اين نوشته ها مي تواند مقدمه اصولي اين رساله را شامل گردد ، اما اين را به طور قاطع ابراز مي نماييم ، مقدمه ما برخاسته از مجموع آن درياي بيکراني است که جت باز شناساندن شخصيتي والا قطره اي از آن را در رود جاري حرکت پرصلابت و امواج خروشان اين امت روان ساخته ايم .

چه اينان کساني بوده اند که سالها در سنگر مبارزه و در راستاي حرکت خدايي خويش ، درخت تنومندي شدند و به مثابه گلهاي سر سبدي گشتند که پر کردن جاي خالي تمامي اين شهيدان رسالتي بس سهمگين براي ما ماندگان پديدار مي سازد .

اين است گوشه اي از شخصيت بلند مرتبه چنين روحاني والا مقامي که در يادواره اش نشسته ايم .

و اين گونه است که در تاريخ سراسر افتخار اسلام .

دوباره به پيروي از مولاي متقيان علي عليه السلام در انقلاب شکوهمند اسلامي ايران دو بزرگمرد سنگر فقاهت و قضاوت به خون تپيدند . سپيده هايي که به هنگامه اذان عشق و در راستاي جذب به نورانيت مطلق و الوهيت مسلم وضوي خون گرفتند ، تا نماز عشق را عاشقانه بسرايند ، آري ! بگرييم ، در سوگ اين دو عزيزان دو عدالتي که در خون آغشته شدند و چه زيبا به ديدار معشوق شتافتند .

شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و شهيد مقاوم آيت الله قدوسي

والسلام علينا و علي الشهدا و الصديقين