بسم الله الرحمن الرحيم
مدرسه منتظرية(حقاني) قم يکي از مراکزي است که از سالها پيش در تربيت و آموزش طلاب علوم ديني فعاليت داشته، اين مدرسه همچنين پايگاهي براي بزرگ مرداني چون شهيد بهشتي و شهيد قدوسي، جهت پرورش طلاب مبارز و روحانيون گرانقدر بوده است.
مدرسه حقاني توسط مرحوم حاج علي حقاني خوئيني و جمعي ديگر از افراد خير پايه گذاري شد و تا سالهاي 41-40 همانند مدارس ديگر،طلاب بصورت آزاد در آن مشغول به تحصيل بودند. بعد از سال 41 توسط حجت الاسلام حقاني فرزند مرحوم حاج علي حقاني به شهيد بهشتي پيشنهاد شد که برنامه اي براي مدرسه تنظيم کنند و مدرسه تحت نظارت ايشان ادامه فعاليت دهد. در نتيجه اين مدرسه تا سال 1345 با نظارت شهيد بهشتي و با مديريت چند تن از روحانيون اداره مي شد. بعد شهيد قدوسي پيشنهاد نمودند و از آن پس اين بزرگوار مديريت مدرسه و اجراي دقيق برنامه هاي آموزشي سياسي – مذهبي طلاب را عهده دار شدند و با سعي و تلاش شبانه روزي خود از اين مدرسه پايگاهي در راه آگاهي و جهاد طلاب جوان ساختند،چنانچه امروزه نام مدرسة حقاني با ياد شهيد قدوسي همراه است.
اکنون بمناسبت سالگرد شهادت عالم بزرگوار آيت الله قدوسي مطالبي از زبان حجت الاسلام طباطبائي يکي از شاگردان شهيد قدوسي و سرپرست فعلي مدرسه حقاني در مورد آن شهيد بزرگوار و نقش و تأثير ايشان در اين مرکز علمي نقل مي کنيم ،باشد که ياد اين شهيد مستمسکي براي تحرک و تعميق در کار حوزه هاي علميه باشد،انشاءالله .
بسم الله الرحمن الرحيم
ياد کردن از بزرگان و صحبت بميان آوردن از آنان هيچگاه در روحيات ، رفتار و برنامه هاي زندگي آنها هميشه براي ما سرمشق و الهام بخش باشد .زندگي شهيد قدوسي مانند زندگي ديگر شهداي بزرگ و ارجمندي که تا کنون در طول اين انقلاب از دست داده ايم،داراي نکات و زواياي بيشماري است که مي تواند الگو و سرمشقي براي ما باشد. شهيد قدوسي داراي ابعاد و جودي متعددي است که در اينجا فقط در رابطه با مدرسه و شروع کار ايشان و ويژگي هاي اعمال ايشان هر آنچه بنده در اين باره بگويم نخواهم توانست حق آن بزرگوار را ادا نمايم. استاد بزرگوار شهيد قدوسي در سال 1345 هجري شمسي رسماً مديريت مدرسه را بعهده گرفتند .
فعاليت هاي ايشان در مدرسه هم از نظر کيفي و هم از نظر کمي خيلي زود بصورت يک کار فوق العاده و غير عادي جلوه گر شد . بنده يکي دو سال نيز قبل از مديريت شهيد قدوسي در مدرسه مشغول تحصيل بودم و خود که چطور با ورود شهيد قدوسي به مدرسه و تصدي وي دريست مديريت يک انقلاب و حرکت نويني در مدرسه آغاز شد. حرکتي که بدون اغراق مي توان گفت در حوزه نيز تأثير داشت بدين نويني در حوزه پيچيده يک نمونه کوچک از کيفيت کار ايشان بدينصورت بود که در همان دو سه روز اول ما شاهد بوديم مرحوم شهيد قدوسي هنگامي که با طلاب کار داشت همه ما مدت کوتاه تمام اسامي طلاب را که حدود 150-100 نفر بودند را در خاطر خود حفظ کرده بود، و همين که ايشان طلاب را با نام صدا مي کردند، اين اثر را داشت که لابد احساس مي کردند شهيد قدوسي اهميت و ارزش خاصي براي آنان قائل هستند و اين موضوع در برخورد هاي اوليه يک مدير با شاگردانش اثر بسيار عميقي دارد. از نمونه هاي ديگر کيفيت کار ايشان اين بود که در تقصيرها بي نظمي هائي که احياناً از طلاب و همه افرادي که با ايشان برخورد داشتند انظار ديگران و اين جمله اي بود که شخصيت فرد خاطي را بسيار بالا مي برد بطوري که فرد از عمل خود پشيمان مي گشت ، زيرا هنگامي که شهيد قدوسي اين جله را در مقابل اشتباه يک نفر بکار مي برد، شخص احساس مي کرد که من در نظر آقاي قدوسي فردي هستم که ايشان از من انتظار اين اشتباه را نداشته بطور کلي برخورد شهيد قدوسي با طلاب مدرسه و افراد ديگر بگونه اي بود که تاثيرات عميقي بر روحيه آنها مي گذاشت ، سعادت ديگر تربيتي و اخلاقي را به طلاب مدرسه مي دادند. مقدار کار و فعاليت شهيد قدوسي از نظر کميت نيز الگو و نمونه بود.
شهيد قدوسي از هنگامي که مديريت مدرسه را بعهده گرفتند اين کار را براي خود يک وظيفه مقدس شمردند و روزانه 16-15 ساعت از وقت خود را صرف آموز مدرسه مي کردند. گاهي قبل از طلوع آفتاب به مدرسه مي آمدند و تا شب در مدرسه به کارهاي جاري آن مي پرداختند ، بعبارت ديگر کار 16-15 ساعته در روز براي ايشان عادي شده بود. کميت کار ايشان و نظم کاري ايشان همه را به حيرت وا داشته بود بطوريکه عده اي فکر مي کردند چطور ايشان که يکي از فضلاي بزرگ و از مدرسين عالم حوزه بود با آن جلالت قدر و عظمت شخصيت حاضر شده است قسمت اعظم وقت خود را در مدرسه اي که معدودي جوان در آن هستند صرف کند، کميت کار شهيد قدوسي بسياري از اساتيد بزرگ حوزه را نيز بحيرت انداخته بو بطوري که آقاي خزعلي راجع به ايشان مي فرمودند پول دادن مشکل است ولي آنقدر مشکل نيست، جان دادن هم همينطور،اما انسان اگر از عمر خود مايه بگذارد آنهم شخصي که مي تواند در علميات و تحصيلات و مطالعات از لحظه به لحظه وقت خود استفادة والا بکند، بيايد عمر و وقت خود را صرف تکامل و تعالي ديگران کنند و مشتقا کارهاي علمي است علايق خود را منقطع کند تا ديگران به علميات برسند و شهيد قدوسي چنين شخصيت والايي بود. بگفته بسياري از نزديکان وشاگردان ايشان شهيد قدوسي همچون شمعي بودکه خود مي سوخت و به شاگردانش نور مي بخشيد تا آنان را آگاه سازد و از نور علم خود سيرابشان سازد. مرحوم شهيد قدوسي در جهات مختلف الگو بود مثلا ما افراد ساخته شده زياد داريم،اما افراد ساخته شده اي که در صدد ساختن ديگران برآيند و همچنين توانائي ساختن ديگران رانيز داشته باشند بسيار معدودند و شهيد قدوسي شخصيتي بود وارسته، الگو وساخته شده و درصدد ساختن ديگران نيز بود و توانائي خود را براي ساختن ديگران به حد اعلائي نشان داده بود. آقاي قدوسي از بعد عبادي نيز از افراد نادر بود. من سالهاي اول برخورد آشنائي باايشان بود که از عده اي شنيدم که اين آقاي قدوسي که اکنون به مدرسه آمده و مديريت آنجا را بعهده گرفته شخصي است که يک نماز خواندن پشت سرشان ماهها آدم را در حالت خاصي نگه مي دارد، البته آن اوايل هضم اين مطب برايم مشکل بود و نمي دانستم يعني چه ، بعدها پي بردم که واقعاً به همين گونه است. نماز اقاي قدوسي نماز عادي نبود البته ممکن است عده اي فکر کنند وسواس و دقت بسيار زيادي که ايشان در اداي نماز داشتند را بنده عرض مي کنم ولي اينطور نيست چرا که
کار 15-16 ساعته در روز براي شهيد قدوسي عادي بود
شهيد قدوسي از جمله معدود افراد ساخته شده اي بود که خود را وقف ساختن ديگران کرده و توانائي کامل براي اينکار رانيز داشت.
نماز آقاي قدوسي نماز عادي نبود زيرا هنگامي که شهيد قدوسي به نماز مي ايستاد غرق در ان مي شد و ذره ذره وجودش در تسبيح خداوند متعال لب به سخن مي گشود.
علاقه اي که بين طلاب و آقاي قدوسي وجود داشت بگونه اي بود که حتي ميان طلاب هم حجره و همدرس و همشهري نيز بود.