حجت الاسلام محمدي عراقي: بسم الله الرحمن الرحيم ، همينطور که اشاره شد حقيقتا ابعاد شخصيت شهيد بزرگوار ما استاد ارجمند مرحوم آيت الله قدوسي آن چنان متنوع و مختلف است و از ديدگاههاي مختلف علمي،اخلاقي، تربيتي سياسي و اجتماعي قابل بررسي و مطالعه بوده و براي همه ما آموزنده است،که پرداختن به همه اين ابعاد و ذکر کردن فراز هاي اين حيات پر افتخار و پر برکت در حد يک گفتگوي فشرده و کوتاه بهيچوجه ميسر نيست. بنابر اين براي اينکه از اين گفتگو بهتر بتوانيم در جهت کسب فيض از انديشه ها و روشها و منشاهاي آن استاد بزرگوار بهره ببريم،ناچار هستيم که کفتگوي خودمان را در يک بعد خاصي قرار دهيم و پرداختن به ديگر ابعاد را به فرصتهاي ديگر موکول کنيم.
صحبت از بعد علمي،فرهنگي و تربيتي استاد بود. من به عنوان شاگردي کوچک که در مدرسه اي به مديريت و هدايت و سرپرستي آن استاد اداره ميشد شرکت داشتم. همچنين بعنوان کسي که به مقتضاي ارتباط خانوادگي و دوستي مرحوم پدرم(1)با آن شهيد بزرگوار از نزديک مربوط بودم هر وقت که فرصتي پيش مي آييد و به مناسبتي برخوردها و ويژگيهاي اخلاقي و تربيتي آن استاد را به ياد مي آورم ، حقيقتاً از يک جهت دچار نوعي تاسف و تاثر شديد مي شوم که چگونه جامعة ما بخصوص حوزه هاي علميه ما که در شرايط فعلي بيشترين نياز را به اين چنين اساتيد و مربياني داند خسارات بزرگ و ضربه هاي جبران ناپذيري را متحمل شده و از جهت ديگر آن چنان تحت تاثير اين برخوردها و خاطره ها قرار مي گيريم که تا مدتي خودم را در يک فضاي ديگري احساس مي کنم.
مرحوم استاد شهيد آيت الله قدوسي بعنوان يکي از اساتيدبرجسته حوزة علميه که از شاگردان برجستة امام امت و از تربيت شدگان اين مکتب بود. طبيعتاً به پيروي از راه بزرگان واساتيد گذشته خود در جهت پيشبرد اهداف ح وزه علميه و پرورش و تربيت شاگرداني که به تعبير مکرر خود آن استاد سربازان شايسته اي براي حضرت بقيه الله باشند تلاش و کوشش خستگي ناپذيري داشت. علاوه بر اينکه مانند ساير اساتيد حوزه علميه از نظر علمي و اخلاقي و تربيتي خدمات شايسته اي را به حوزه علميه کردند يک سلسله مختصات و ويژگيهاي خاصي را داشتند که به نظر من در اين گفتگو شايسته است بيشتر روي آنها تک يه شود و همين ويژگيها بود که سبب شد ايشان بتوانند با همفکري و همراهي اساتيد بزرگوار ديگري همچون مرحوم شهيد آيت الله بهشتي (رضوان الله تعالي عليهما ) و ساير همفکرانشان مبداء و منشاء ارائه يک تحول عميق و اساسي در نظام آموزشي حوزه علميه قم بشوند.
قبل از آنکه به اين قسمت بپردازم فقط بعنوان اشاره عرض مي کنم که استاد بزرگوار ما با برخورداري از استعداد سرشار و هوشي قوي و قدرت تفکر بسيار نيرومندي که خداوند به ايشان عنايت کرده بود با طي مراحل علمي در حوزه علميه و استفاده از محضر اساتيد بزرگ موفق شدند که به مراحل عالي علمي در رشته اي مختلف حوزة علميه مانند فه اصول و بخصوص در علوم عقلي و فلسفه اسلامي نائل شوند و در شمر کساني بودند که در محضر استاد بزرگوارشان مرحوم علامه طباطبائي موفق شدند که جلسات علمي و تحقيقي معروفي که منجر به تدوين سلسله بحثهايي که تحت عنوان اصول فلسفه و روش رئاليسم بعداً منتشر و منظم شد شرکت بکنند از اين نظر واقعا يک برجستگي و نبوغ خاصي در ايشان از نظر قدرت علمي و فکري مشاهده مي شد.
و ليکن آن جيزي که مايل هستم روي آن تکيه کنم فراتر از اين مسئله است.
قدرت علمي و فکري استاد اقتضاء مي کرد که ايشان بعنوان يک متفکر و محقق و يک استاد برجسته در حوزه علميه به اشغال کرسي استادي و تحقيق و تبع و تاليف و تدريس بپردازد اما عليرغم آمادگي و استعداد و توانايي کافي و کاملي که براي پيشرفت علمي در ايشان وجود داشت ملاحظه مي کنيم که در يک مقطع و زمان خاصي از زندگيشان دنبال کار تحقيقي و تدريس و تحصيل را رها مي کنند و با تمام وجود همة فکر و نيرو و توان خودشان را در تاسيس يک مدرسه علمي با برنامه اي خاص بکار ميگيرند. و اين اقدام استاد شهيد بعنوان الگوي ايثار و گذشت،درس آموزنده اي است. در اين زمينه با توجه به فشردگي گفتگو ناچارم توضيح مختصري عرض بکنم و به عرايضم خاتمه بدهم.
در حوزه هاي علميه همانطور که مي دانيد نظام آموزشي داراي شيوه خاصي است که البته يک سلسله امتيازات قابل توجه دارد. از قبيل آزادي در انتخاب استاد و درس و ساير مسائلي که بعنوان امتيازات نظام قديمي حوزه هاي علميه بايد از آنها ياد کرد. اما عليرغم اين امتيازات بايد پذيرفت و همه اساتيد برجسته و دلسوز حوزه هم اين مسئله را قبول داشتند و قبول دارند که در کنار امتيازات مهم و قابل توجه يک سلسه نقايص و معايبي هم در نظام آموزشي قديمي حوزه وجود دارد که با استفاده از شيوه هاي جديد آموزشي بايستي تکميل و اصلاح شود و الحق بايد گفت که مرحوم شهيد قدوسي و استاد بزرگوار مرحوم شهيد بهشتي و تني چند از همفکرانشان اولين کساني بودند که عملا قدم در اين راه گذاشتند و کوشش کردند ه ضمن حفظ اصالتهاي حوزه هاي علميه و تکيه به نقاط مثبت و امتيازات نظام آموزشي قديم حوزه، نظير سيستم مباحثه و انتخاب آزاد درس و استاد يک سلسه برنامه هاي جديدي را نيز طرح ريزي بکنند که در حقيقت نقاط مثبت و امتيازات نظام آموزشي قديم اضافه کند. به عنوان مثال،مسئله برنامه ريزي دقيق آموزشي و استفاده از سيستم ارزشيابي و آزمونهاي منظم و همچنين هدايت و نظارت مستقيم در برنامه هاي آموزشي مسائلي بودکه در نظام قديم آموزشي حوزه کمتر وجود داشت.
کساني که بعنوان طلبه وارد حوزه هاي علميه مي شدند با استفاده از حوزه هاي درسي بدون اينکه برنامه ريزي مشخص و دقيق و زمان بندي شده اي وجد داشته باشد و بدون اينکه آزمون و ارزيابي منطقي وجودداشته باشد سالها به تحصيلات خود ادامه مي دادند و عليرغم نيازهاي روز افزوني که به پرورش افراد متخصص در رشته هاي مختلف علوم اسلامي احساس مي شد در اين زمينه در حوزه هاي علميه ما برنامه ريزي و طرح مشخص و دقيقي وجود نداشت.
اين مسئله بود که اساتيد دلسوز ما را وادار کرد که به فکر بيفتد و مدرسة نمونه اي با برنامه ريزي مشخص تاسيس کنند و اين همان مدرسه اي است که به نام مدرسه منتظريه و يا به نام حقاني معروف شد و همين طرح بود که عليرغم تمام مشکلاتي که با آن روبرو بود و بويژه در برابر کار شکني ها و موانعي که نظام ستم شاهي در برابر آنها به اشکال مختلف ايجاد مي کرد و به حول و قوة الهي در اثر پشتکار و استقامت آن استاد بزرگوار اين طرح موفق شد و شاگرداني که در اين برنامه پرورش پيدا کردند و با برنامه هاي اين مدرسه تربيت شدند بعنوان کادرهاي ورزيده و قابل اعتمادي در انقلاب اسلامي و بعد از آن توانستند مسئو ليتهاي حساسي را به دوش بگيرند. اين روز بر ما است که تجربة موفق را با دقت بيشتري ارزيابي بکنيم و اصولي را که در اين طرح بکار گرفته شده بود و در نظر بوده مورد بررسي دقيق قرار بدهيم و مورد استفاده از ميراث آن اساتيد بزرگوار که جان خودشان را در راه اهداف عاليه اسلام دادند سعي بکنيم تا انجا که بتوانيم اين راه را ادامه بدهيم. پيشنهاد من اينست که اگر اين گفتگو اجازه مي دهد . براي اينکه واقعاً از اين وضع براي جامعة فعلي خودمان و براي حوزه هاي علمي و ديني و مجامع فرهنگي خودمان ثمرة خوبي گرفته باشيم بپردازيم به آن ويژگيها و خصوصيات و خصايص ممتازي که در اين استاد شهيد علاوه بر مراتب علمي و اخلاقي وجود داشت و آن خصوصيات بر جسته بود که سبب شد که بتواند عليرغم تمام مشکلاتي که در برابر ايشان بود اين تجربة آموزشي و تربيتي موفق را تحقق ببخشد و در سازندگي حوزة علميه و جذب بهترين و زيبنده ترين و برگزيده تذئين استعدادهايي که به حوزه علميه روي اوردند موفق شدند و آنها را با يک دور انديشي خاصي براي آينده انقلاب اسلامي تربيت بکنند که ارزش اينکار بعدها مشخص مي شود.
پيام انقلاب:
با تشکر از جناب آقاي مهدي عراقي که روي اين محورها تکيه فرمودند از ايشان اجازه ميخواهيم با عنايت به اينکه خصوصيات کلي ايشان هم براي خوانندگان ما مي تواند مهم باشد و طبعا اين خصوصيات در جمع شئوناتي که تحت نظارت ايشان بوده تجلي داشته چه در ادارة مدرسه حقاني و چه در امر مسائل خانوادگي و اداره قضايي ايشان در مقام دادستاني کل انقلاب، اين خصوصيات عمومي ايشان را براي ما بازگو بفرمائيد و در صورت امکان نمونه هاي خاصي را مطرح فرمائيد.
حجت الاسلام محمد عراقي:
همانطور که اشاره شد بنظر ميرسد بهترين شيوه براي ياد آوري و تذکر نسبت به شخصيتهاي بر جستة اسلامي اين باشد که ما بکوشيم آن ويژگيها و امتيازاتي که آنها که انها را به اين رتبه رساند و زندگي آنها را به اين شکل و شيوه ساخت با استفاده از اين ويژگيها سعي کنيم آنها را در حقيقت زنده هستند در جامعة بيشتر زنده کنيم و بدين ترتيب بکوشيم که اگر بظاهر ما بهشتي ها و قدوسي ها را از دست داديم با زنده کردن انديشه ها و بازگو کردن ويژگيها و امتيازات فکري،علمي و عملي و اخلاقي آنها در حقيقت زمينه را براي پرورش بهشتي ها و قدوسي ها ديگر آماده کنيم . البته من خودم را بسيار عاجزتر مي دانم از اينکه در اين زمينه ها صحبت قابل توجه اي داشته باشيم ولي بهر حال به عنوان اداي يک تکليف هر چند ناقص و نارسا باشد بصورت فهرست وار آن ويژگيهايي که بنظر اين حقير سبب شد که آن استاد بزرگوار بتواند در پي افکندن يک نظام آموزشي و تربيتي در حوزه پيشتاز باشد اين ويژگيها را فهرست وار عرض مي کنم:
دربارة استاد شهيد ما قبل از هر چيز بايد بگويم که يک معلم و يک مربي ورزيده و مجرب و کاردان بود و الحق در کار خويش استاد بود و شيوه هاي ابتکاري و خاصي را چه در مديريت و چه در امر تربيت، خداوند به او ارزاني داشته بود. آنچه ما با درک ناقص خود بيان مي کنيم جلوه هاي مختلفي است از اين نعمت بزرگ الهي،برادر عزيزم و فرزند آن شهيد بزرگوار به گوشه اي از آن اشاره کردند. من برايتان گوشهاي از اين صفات ممتاز آن استاد را عرض مي کنم و بعد در بيان نمونه هاي عملي ترجيح مي دهم که از زبان ساير برادران بشنويم و اگر چيزي هم بنظر بنده برسد عرض مي کنم..ويژگي مهم ديگري که آن استاد را در کار خودش موفق کرد ،روحيةپر گذشت و فداکاريها و ايثار هاي فوق العا ده اي بود که آن بزرگوار در راه هدفي که تشخيص داده بود داشت.
ويژگي سوم،داشتن فکر روشن و آگاهي وسيع و اطلاعات عميق در تمام ابعاد و تمام زمينه هايي که يک مربي بايد داشته باشد و من در اينجا مايلم که تاکيد کنم که داشتن اين فکر روشن همراه با آن تعهد و تقواي عالي و تقيد به رعايت کامل موازين شرعي در يک فرد کمتر جمع ميشود. استاد ما در عين حال که از يک فکر طراح و ب نامه ريز و از يک ديد وسيع و انديشه روشن برخور دار بود اما اين همه در چهار-چوب تقيد به ضوابط و احکام شرعي در شديد ترين وجه خودش بود،
کسانيکه با آن بزرگوار آشنايي و همکاري داشتند ميدانند که بعنوان مثال در مصرف اموال عمومي در مصرف بيت المال تا چه حد احتياط مي کرد و دقيق بود. مدرسه حقاني با آن وسعت و عظمتي که از نظر کار و برنامه داشت وقتي که انسان به آنجا وارد ميشد سادگي و نبودن هر گونه امکانات حتي ابتدائي در آنجا جلب نظر مي کرد. کسانيکه از نزديک ديده اند مي دانند دفتر کار آن استاد ، واقعا عجيب بود.