شهيد قدوسي ،اسوةزهد وخلوص
اي نهرروان خون تو ،جاري عشق
وي خفته بنون ،براه بيداري عشق
از خدعه نهروانيان دلتنگم
برخيز دوباره،از پي ياري عشق
چهاردهم شهريور ياد آور جنايت ديگري از مجموعه جنايات نفرت برانگيز کوردلان منافق و سر سپردگان امپرياليزم ودل بقدرت باختگاني است که حيات خود را در نبود اسطوره ها و اسوه هائي چون شهيد قدوسي ،رحمت الله عليه جستجو ميکنند ،
در اين روز ،صداي انفجار بمبي قوي که دستهاي نا موفق در خون کار گزاران امپرياليزم در دفتر دادستاني کل انقلاب بکار گذاشته بود ،عروجي ديگر را فرياد زد و لحظاتي بعد خبر شهادت فقيهي پرهيزگار و روحاني مبارز و متقي نسيم وار در شهر پرسه زد و طوفاني از خشم وناباوري و نفرت بر پا کرد .
خبر شهادت شهيدعلي قدوسي آنچنان ناگهاني و تکان دهنده بود که مردم بي اختيار و بغض کرده از خود مي پرسيدند، او ؟ چرا ؟ وراستي ، اورا جرا ؟ وديگران را نيز ؟
آنان که شهيد قدوسي را از دور ونزديک مي شناختند و يا نمي شناختند و از معتمدين خود صفاتش را شنوده بودند و با هيچکدام و تنها عمل کردش را در مقام دادستان و دادخواه مردم مسلمان و رنجديده ايران از عاملين و کاردانان طراز اول ديکتاتوري شاهانه و ضد انقلاب ، شاهد بودند ،او را به زهد و تقوي و صداقت و فقاهت ومتانت و بردباري ونيز به عنوان مبارزي نستوه و ديرسال ودر خط امام شناخته بودند و دريغ که هر يک از اين صفات ،در هر کس که بود ، براي سيه دلان منافق و تو طئه بازان شقي و چشم به مسند قدرت دوخته حکم زهر هلاهل را داشت و بدين لحاظ بود که در هر کس اثري ويا خبري از اين صفات بر جسته يافتند و شنيدند ، کمر به قتلش بستند و غافل که به محو و مرگ خويش بر خاسته بودند .
فقيد شهيد سعيد آيت الله شهيد علي قدوسي بسال 1306 شمسي در شهرستان نهاوند متولد شد . پدرش مرحوم آيت الله مللا احمد قدوسي قدس سره ، از علماي بنام روزگار خويش بود و علم تقواي اورا شهرتي خاص . وي تحصيلات خود را در نجف اشرف و آنگاه در محضر علماي بزرگي جون مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسين شيرازي و مرحم آيت الله ميرزا حبيب الله رشتي و مرحوم آيت الله آخوند مللا کاظم خراساني گذرانيد و درجه اجتهاد يافت و راهي نهاوند شد و تمامي عمر را مورد احترام و تکريم و مراجع مردم اين شهر و شهرستانهاي اطراف بود .
مرحوم شهيد قدوسي که در حقيقت آخرين فرزند اين خانواده بود ، پس از گذراندن تحصيلات ابتدائي و متوسطه در نهاوند ،از آنجا که امکان ادامه تحصيل در نهاوند مقدور نبود و ديگر شهرستانهارا به لحاظ نا رسائيهاي موجود دبيرستانها ، پدر صلاح نميدانست و تنها عز يمت به قم و فرا گيري دروس اسلامي را به او سفارش مي کرد ، و شهيد قدوسي چندان تمايلي به اين پيشنهاد نشان نمي داد ، در ادامه تحصيلش توقفي کوتاه و چند ماهه پديد آمد . هر روز پس از اقامه نماز به منبر مي رود و در يکي از اين روزها به خوابي که ديده است اشارت ميکند .او ميگويد :در خواب ديده است که رسول اکرم (ص)بدست مبارک خود عمامه بر سر پسرکو جک حضرت آقا اشاره به پدر مرحوم شهيد قدوسي گذاشته است . گفتني است که اين روحاني مبارز ،شناخت جنداني در خصوص خانواده آيت الله مللا احمد قدوسي وجند وچون فرزندان ايشان نداشته است و به همين سبب از حضرين در مسجد ميخواهد اگر ايشان را چنين فرزندي است ،به او معرفي اش کنند . معارف انجام ميگيرد و روحاني ياد شده پس از مصاحفه با شهيد به وي مي گويد: بکوش که مقامي عالي در انتظار تست .
از آنشب عشق خفته دردرون شهيد قدوسي شعله ور ميشود و بي صبرانه از پدر ميخواهد مقدمات ادامه تحصيل او را در قم فراهم نمايد .
و عاقبت بسال 1321 شهيد قدوسي که در آن زمان حدود پانزده سال داشت براي تلمذ علوم ديني راه قم را در پيش گرفت و در بادي امر مورد توجه مرحوم آيت الله صدر واقع شد .
از پيام امام خميني در شهادت آيت الله شهيد علي قدوسي : اينجانب ساليان طولاني از نزديک با او سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوي و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مي شناختم .
کمبود حجره و محل سکونت در آن زمان ، شهيد علي قدوسي را نيز در آغاز حيات تازه اش با مشکلاتي بسيار مواجه نمود و او با تلاش و کوششي پيگير و مستمر که آتيه اي درخشان و فعال را نويد ميداد به مبارزه با مشکلات بر خاست . شهيد ضمن تحصيل از مبارزه باظلم و ستم رژيم نيز غافل نماند و ضمن همکاري و همفکري با شهيد نواب صفوي ، در مخالفت و مبارزه با حزب منحله توده هم که آنروزها براي خود برو بيائي داشت ، فعالانه کوشيد .
شهيد قدوسي پس از کودتاي 28 مرداد ،تحصيل را ادامه داد ودرس خارج را در محضر مرحم آيت الله بروجردي و امام خميني و ديگر علما ء حوزه فرا گرفت وي درس فلسفه و تفسير را نزد استاد علامه طبا طبائي ادامه داد و از شاگردان ممتاز استاد علامه و نيز هکحوزه مرحوم شهيد دکتر بهشتي و دکتر مطهري بود .
در سالهاي تلمذ در محضر استاد علامه ، چنان مورد توجه استاد قرار گرفت که استاد او را به دامادي خود پذیرفت .
شهيد آيت الله قدوسي را همه به زهد و تقوي و صداقت و فقاهت ومتانت و بردباري و نيز بعنوان مبارزي نستوه و ديرسال و در خط امام ، شناخته بودند
شهادت بر او مبارک و «وفو د الي الله »و خروج از ظلماتبسوي نور بر او ارزاني باد
از همان سال مبارزه گسترده خود را عليه رژيم طاغوت ، بهمراه ديگر روحانيون مبارز و متعهد ،ابعادي تازه داد .
تحرک و پويائي حوزه علميه قم ، از جمله هدفهائي بود که اين روحانيون دنبال ميکردند .
براي نيل به اين هدف که مي توانست حوزه را براي دنيائي چون امروز و رهبري جامعه آماده نمايد ، شهيد قدوسي وجمع ديگري از روحانيون بويژه آيت الله العظمي منتظري در پنهان تشکيل جمعيتي براي تعقيب اين هدف متعالي تدارک مي ديدند .
اين جمعيت بسال 1344 توسط ساواک شناسائي و تمامي روحانيون عضو اين جمعيت دستگير و زنداني شدند .
شهيد قدوسي قبل از اين نيز طعم زندانهاي دژخيمان آريامهر را چشيده بود . در سال 1342 بدنبال دستگيري تمامي علما ءو روحانيون مبارز و در خط امام، وي را نيز مامورين ساواک به زندان بردند و گفتني است که بلا فاصله پس از رهائي از زندان ، عازم نهاوند شد و آنگاه که به خواست و اصرار مردم اين شهر، اقامه نماز در مسجد جامع شهر را پذيرفت هر شب پس از نماز به منبر مي رفت و خالصانه و صادقانه از امام يلد مي کرد. طبعي بود که اين حرکت مامورين ساواک را خوش نيايد بخصوص در آن روزگار سياه و تلخ کم تر کسي را ياراي چنين رشادتي بود. ساواک رسما از شهيد خواست دست از تبليغ و سخن گفتن درباره امام بردارد اما شهيد براي ساواک آغاز نکرده بود که بخواست آنان تن در دهد و 0خاموشي گزيدند. ادامه اين امر، تعطيل مراسم فوق را سبب شد
ساواک جلسات ايشان را در نهاوند ممنوع اعلام کرد شهيد قدوسي نيز مبارزه را نيز در زمينه هاي ديگر و با توان بيشتر پيگير شد.
ايجاد مدرسه طلبگي براي خواهران از اقدامات ارزنده فرهنگي ، مذهبي شهيد قدوسي بود .
او نه فقط در مدرسه درس اخلاق مي داد که در جزئي ترين رفتار، به حق معلم اخلاق اسلامي بود.
شهيد قدوسي مردي متواضع ومتين و پرکار و خلاق بود و در عين حال در کارها قاطعيت بسيار داشت و بابي نظمي ، سخت مخالف بود.
وي در ادامه کوشش براي باروري بيشتر حوزه علميه قم ، مديريت مدرسه حقاني را پذيرفت و براي اولين بار گذرانيدن امتحان را براي طلاب پايه نهاد و کوشيد که طلاب علاوه بر خواندن دروس اسلامي، از دروس جديد مثل رياضيات و طبيعي و زبان خارجه هم استفاده نمايند . وي همچنين دروسي مثل اقتصاد و جامعه شناسي و روانشناسي را نيز که در دوزه معمول نبود جزء برنامه درس طلاب مدرسه حقاني قرار داد.
برنامه هايش با همفکري شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و عده اي ديگر از دوستان مشترک اين دو شهيد بزرگوار انجام مي شد
فرزند شهيد
از ديگر برنامه هاي مذهبي فرهنگي آيت الله شهيد علي قدوسي ايجاد مدرسه طلبگي خواهران بود که قبل از آن تقريبا کلاسي که خواهران نيز بتوانند مانند برادران به فراگيري دروس اسلامي بپردازند، وجود نداشت و بعد از اين اقدام بر ارزش و انساني بود که بتدريج کلاسها ومدارس ديگري براي خواهران تاسيس گرديد.
حاصل زندگي شهيد قدوسي، شش فرزند بود. فرزند بزرگ ايشان دانشجوي دانشگاه مشهد و از دانشجويان پيرو خط امام بود و فعاليتهاي بسياري قبل و بعد از انقلاب داشت و يکبار هم به زندان افتاد، روز 17 شهريور در جريان يک درگيري مسلحانه در مشهد زخمي شد اما توانست فرار کند. بعد از انقلاب از مسئولين انجمن اسلامي دانشگاه مشهد بود و مدتي نيز در قسمت تحقيقات دفتر تحکيم وحدت فعاليت مي کرد . بعد از شروع جنگ تحميلي عراق به جبهه رفت و در روز 28صفر در هويزه با 160 نفر ديگر از همرزمانش در محاصره قواي بعثي قرار گرفت و بمقام رفيع شهادت رسيدند.
شهيد آيت الله علي قدوسي،از ناراحتي کبد فوق العاده رنج مي برد ول هيچگاه در کار کوتاه نيامد و بجرات مي توان گفت که شبانه روز در خدمت انقلاب کار مي کرد.
بقول يکي از دوستانش: «ايشان هميشه نگران بود و گريه مي کرد که نکند مرا کسالت و مرض از پاي درآورد و شهادت نصيبم نشود.» ولي از آنجا که از بندگان خاص خدا بود، به مرد خود رسيد و روز نبه 14 شهريور 1360 هنگامي که در جريان توطئه بمب گذاري در محل شهيد رحمته الله عليه انساني بود بسيار متشرع و مقيد بموازين شرمي . تا آنجا که مي توانست کار و فعاليت مي کرد و تمام آنها را بر طريق موازين شرعي انجام ميداد.
داراي افکار انقلابي بود ، با فرهنگ انقلاب کاملاً آشنا بود. فداکاري، آگاهي، مسئوليت و تعهد را هم به قدر کافي داشت
آيت الله جنتي:
«اخلاق ستودني داشت و حدود هفته سال آشنايي که با او داشتند هيچ نشاني از تظاهر و ريا را در او نيافتم.
هيچ گاه از او نشيندم کاري را براي خدا کرده، بازگو کند يا نوعي به رخ بکشد و من اين خصلت را از بهترين خصال انساني مي دانم.
آيت الله صانعي:
«يکي از خصوصيات ايشان، حالت تعبد و تمسک بود و ايمان به قوانين خداوند که اين حالت را از استاد بزرگش ، از مقام رهبري امام امت روحي الفداعه اخذ کرده بود.
امتياز دوم نزد ايشان در کارها بود معمولا اساتيدي که بمدرسه حقاني مي آمدند، از نزد ايشان درس مي گرفتند و نظم در کارهاي شهيد قدوسي ابلکوعي براي ديگران بود.
سومين خصوصت ايشان اين بود که ايشان دلسوز بود نسبت به طلاب.
خصوصيت ديگر، ادب و برخورد اسلامي و اخلاقي شهيد قدوسي است.
امتياز ديگر ايشان تقواي مالي بود که در شهيد قدوسي وجود داشت.»