او همان گونه که در زندگي شخصي استقلال و مناعت طبع و بزرگواري روح را شيوه خود ساخته بود، مدرسه و طلاب آن را نيز را، بلند نظر و بزرگ رو ، بار آورده بود و حتي از بيم آثار منفي بر روح طلاب از پذيرش هدايايي که احياناً مردم مي خواستند به طلاب تقديم کنند امتناع مي کرد. شهيد قدوسي در جهت ايجاد حس اعتماد و فراهم آوردن زمينه رشد معنوي طلاب استفاده از مقداري از شهريه مدرسه را به اختيار خود طلاب گذاشته بود که هر کدام بدان نياز دارند بدارند و هر کس نياز ندارد از آن استفاده نکند و در کنار اين روش تربيتي بسيار عالي بايد از فروشگاه تعاوني طلاب مدرسه يادکنيم که مسئول خريد داشت ولي مسئول فروش نداشت و اين خود طلاب بودند که جنس مورد نياز را برداشته و پولش را در صندوق فروشگاه مي ريختند و يا اگر احيانا پول لازم را نداشتند، در دفتر خريدهاي نسيه، خودشان بدهي را ياد داشت مي کردند. مربي بزرگوار شهيد قدوسي صبح هاي زود و گاهي نيمه شب به مدرسه ميامد تا از نزديک بر رفتار و اعمال طلاب نظاره کند و گاه پياده بهمراه شاگردانش به مسجد جمکران مي رفت و از فرصتهاي مناسب براي کمک به رشد و کمال ايشان استفاده مي کرد. کوتاه سخن آنکه او عمري را به تلاش و رياضت و تعبد و تقوي گذرانيد و با گذشت از عناوين و موقعيتهاي فريبنده که برايش ميسر بود، سالها عمر پر تلاش علمي و جهاد معنوي ويش را صرف گروهي طلبه شيفته اسلام و خدمت به مسلمين کرد. اجرش عظيم يادش بخير. راهش پر رهرو باد.