به قلم حجت‌الاسلام محمد مؤمن ـ عضو شوراي عالي قضائي و عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم

شهيد قدوسي، مخلص در انجام وظيفه الهي

 اخلاص در عمل شهيد قدوسي که مشهود دانشجويان مدرسه علميه منتظريه بود موجب گرديد که رابطه آن شهيد و اين عزيزان از حد رابطه استاد و شاگرد به رابطه مريد و مراد برسد.

 در همان اوقاتي که دادستاني کل انقلاب اسلامي و عضو شوراي عالي قضائي بود، تنها و بدون هيچ پيرايه‌اي، پياده در خيابانهاي قم حرکت مي‌کرد.

 از ديگر ويژگيهاي شهيد قدوسي، در کمال ارتباط با اخلاص وي، عشق وافر او به پياده شدن احکام اسلام در شعب دادگاههاي سراسر کشور بود.

بمناسبت فرا رسيدن سالروز شهادت برادر بزرگوار حجت الاسلام والمسلمين شهيد سعيد قدوسي عزيز رضوان الله عليه از اين بنده خواستند چند فرازي از خاطرات ويژگيهاي مسئولين محترم و علاقمندان به پيشبرد انقلاب اسلامي توجه بيشتر بوظيفه خود پيدا کند و شمه‌اي از حقوق آن شهيد سعيد را ادا نموده باشيم.

مهمترين مسئله‌اي که مورد عنايت آن بزرگوار بود اخلاص در عمل و انجام آنها تنها براي خدا بود هم خود آن شهيد مراقب بود که اعمالش را براي خدا انجام دهد و هم از ديگران انتظار داشت چنين باشند. مدرسه علميه منتظريه معروف به حقاني تقريباً از بدو تأسيس به مديريت آن شهيد اداره مي‌شد و شايد مکرر مي‌فرمود: فلان برادر نام خانوادگي قبليش نيز بد نبود و اين معني کشف مي‌کند که اين برادر بدنبال خيالات نفساني است و تنها بخدا دل نبسته است فلذا بعد از اين عمل از چشم من افتاد و عقيده‌ام از او سلب شد غرض آن بزرگوار اين بود که اعمال انسان هر اندازه هم کوچک باشد از مبادي نفسانيه سرچشمه مي‌گيرد و چه بسا عمل کوچکي که از نفسانيت بزرگي کشف مي‌کند و کسي که اقدام بتعويض نام خانوادگيش بلفظي زيباتر کند اين عمل کاشف از دل بستگي او به ما بسوي الله و دال بر حساب بازکردنش براي غير خدا است، او مبتلا بشرک است و بالطبع نمي‌توان در صحنه نبرد بين حق و باطل يقين پيدا کرد که او هميشه جانب حق را که همان خدا است رعايت کند، زيرا چه بسا هواي نفس او در باطل يافت مي‌شود و اين اسير نفس نمي‌تواند در اين نبرد هميشه بسوي برادران مدرسه فرمانبر خواسته‌هاي او باشند. چون براي اينان مسلم بود که چيزي جز انجام وظيفه الهي و عمل به مسئوليت اسلامي مدنظر او نبود. خود را همچون يکي از اينان و اينان را در عرض خود و همه را مسئول در پيشگاه با عظمت خداوند تعالي و پيامبر و ائمه اسلام سلام الله عليهم مي‌دانست و اينان را ارشاد بوظائف خود مي‌نمود.

اين شهيد سعيد که خود افتخاري براي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و يکي از اعضاء آن بود پيشنويس اساسنامه جامعه را تنظيم نمود که اکثراً مواد اساسنامه جامعه همان مواد تنظيمي آن شهيد بزرگوار است. در ماده 17 اين اساسنامه که عيناً باقي مانده است چنين آمده است: اعضاي جامعه مدرسين بايد علاوه بر اسلام و تشيع و حسن سابقه و تقوي و ايمان به مباني جمهوري اسلامي از مدرسين و يا فضلاني حوزه‌هاي علوم ديني شيعه باشند. و از آنجا که علاوه بر گواهي آيات و روايات تجربه نشان داده که ريشه عدم موفقيت اغلب گروهها عدم اخلاص در مؤسسين و گردانندگان آنهاست لذا مي‌بايست در انتخاب افراد سعي و دقت کافي شود که اعضاء مي‌بايست در انتخاب افراد سعي و دقت کافي شود که اعضاء جامعه مدرسين از ميان کساني انتخاب شوند که داراي اخلاص کامل و فضائل اخلاقي باشند و از پيوستن افراد نامجو و شهرت ‌طلب و خودپرست به اين جامعه جلوگيري شود تا جاه‌طلبي و اغراض شيطاني و هواهاي نفساني مانع رسيدن به اهداف عالي جامعه نگردد

تنظيم اين ماده باين سبک که ملاحظه مي‌شود نشانگر نحوه تفکر و ايمان عميق او و پايبند بودن به اسلام و اخلاص او در عمل و نشاندهنده معيارهائي است که در نظرش اصالت دارند و هر کسي که با او مأنوس بود اين اخلاص و بي‌هوائي و تخلق به فضائل اسلامي را در وي مجسم مي‌ديد. من از خاطر نبرده و انشاء الله نمي برم که همان اوقاتي که دادستان کل انقلاب اسلامي و عضو شوراي عالي قضائي بود تنها و بدون هيچ پيرايه‌اي پياده در خيابانها قم حرکت مي کرد و در پي اصلاح امور قضائي دادگاهها و دادسراهاي انقلاب اسلامي کشور به خدمتش شرفياب مي شدم. من چگونه مي‌توانم فراموش کنم که آخرين روزي را که در قم خدمتش رسيدم، جمعه‌اي که روز شنبه‌اش شهيد شد و به لقاء الله پيوست براي صرف ناهار افتخار ميزباني او را داشتم. با کمال صفا و اخلاص و بدون هيچ پيرايه و تکلف پس از صرف ناهار روي فرش اطاق خوابيد و پس از کمي استراحت آخرين خداحافظي را با ما کرد و در پي اصلاح امور مدرسه و ارشاد برادران عزيزي که مسئولين اداره مدرسه را عهده دارند از منزل خارج شد و هزار افسوس که ديگر او را نديدم. فردايش او به لقاء الله پيوست و ما را در غم فراق و فقدان خويش مبتلا ساخت.

ديگر از ويژگيهاي وي که در کمال ارتباط با اخلاص وي است عشق وافر به پياده شدن احکام اسلام در شعب دادگاههاي سراسر کشور بود. در دادگاه‌ها و دادسراهاي انقلاب شب و روز خود را صرف اصلاح آن مي‌کرد زيرا معتقد بود که همين دادگاههاي انقلاب است که بر اساس ضوابط اسلام تأسيس شده و بايد بر مبناي اسلام و احکام عزيز آن قضاوت کند و قوانين طاغوتي ضد اسلام و دست و پاگير دادگستري موجود را ندارد. بعد از شهادت متفکر والا مقام شهيد مظلوم مرحوم بهشتي رضوان الله عليه به من اصرار داشت که کانديداتوري عضويت شوراي عالي قضائي را بپذيرم تا پس از انتخاب بازوئي براي او در تثبيت و تقويت دادگاههاي انقلاب اسلامي باشم. بدنبال اصرار ايشان و تأکيد بعضي ديگر از برادران و اعضاء محترم شوراي عالي قضائي اين معني را پذيرفتم لکن با کمال تأسف پيش از برگزاري انتخابات آن عزيز گرانقدر نيز به فيض شهادت نائل آمد. در دادگاههاي دادگستري معتقد بود که هر چه زودتر و سريعتر بايد انقلابي بوجود آيد و صددرصد اسلامي گردد. شايد مکرر مي‌فرمود: ما که بالاخره بايد اين دادگستري را اسلامي کنيم پس

چه بهتر که اين کار را از قم شروع کنيم و تو اين مسئوليت را بپذير و با شناسائي و معرفي قضات شرع و به صلاحيت شوراي عالي قضائي در رأس هر يک از شعب دادگاههاي دادگستري قم يک قاضي شرع صالح قرار ده که معيار قضاوتشان احکام اسلام باشد و هر جا قوانين موجود را خلاف شرع ديدند آنرا به ديوار زنند و بر طبق اسلام حکم کنند. من به ايشان عرض کردم اگر اين مسئوليت را شوراي عالي قضائي به من واگذار کند بطور قطع در ظرف يکي دو ماه بلکه کمتر اين کار را انجام خواهم داد لکن متأسفانه اين مسئوليت از ناحيه شورا به من واگذار نشد و تنها کاري که توانستيم با موافقيت ايشان انجام دهيم اين بود که در زماني که رياست دادگستري قم برادر محترم آقاي صالحي ـ عضو فعلي حقوقدانان شوراي نگهبان ـ بود خدمت حضرت امام مدظله العالي مشرف شده و با استيذان مدون و صريح ايشان شعبه دادگاهي بعنوان دادگاه انقلاب اسلامي قم، بخش امور حقوقي، تأسيس نموديم و بسياري از مشکلات را از طريق قضاء شرعي حل کرديم اما با کمال تأسف بعد از گذشت يکي دو سال طرف بعضي مسئولين نامه‌اي آمد که اين کار غير قانوني است و از ادامه کار اين دادگاهها جلوگيري بعمل آمد.

اميد است با همت والاي برادران عزيز و اعضاء محترم شوراي عالي قضائي و همکاري برادران صالح و شايسته قضات دادگاهها و فعاليت بيشتر مجلس شوراي اسلامي هر چند زودتر موفق شويم که سيستم قضاء اسلامي را در سراسر کشور پياده کنيم و از احکام نجات‌بخش اسلام که خونبهاي شهداء عزيز و بزرگوارمان و ثمره انقلاب اسلامي‌مان است در سنگر قضاء اسلامي پاسداري نمائيم. و در انجام اين مقصود قطعاً خداوند ما را اگر براي او و به راه او خالصانه قدم برداريم ياري خواهد کرد. ان تنصروالله ينصرکم و يثبت اقدامکم.

سلام بر همه شهداء راه حق و اسلام و سلام بر شهداء انقلابي اسلامي، سلام بر شهيد مظلوم بهشتي ‌و سلام بر شهيد سعيد قدوسي عزيز