بمناسبت فرارسيدن سالروز شهادت برادر بزرگوار حجهالاسلام و المسلمين شهيد سعيد قدوسي عزيز رضوانالله تعالي عليه از اين بنده خواستند چند فرازي از خاطرات و ويژگيهاي آن شهيد را بقلم آورم، باشد که با ياد اين ويژگيهاي مسؤولين محترم و علاقمندان به پيشبرد انقلاب اسلامي توجه بيشتري بوظيفه خود پيدا کنند و شمهاي از حقوق آن شهيد سعيد را ادا نموده باشم. مهمترين مسئلهاي که مورد عنايت آن بزرگوار بود اخلاص در عمل و انجام آن تنها براي خدا بود، هم خود آن شهيد مراقب بود، اعمالش را براي خدا انجام دهد و هم از ديگران انتظار داشت چنين باشند. مدرسه علميه منتظريه (معروف به حقاني) تقريباً از بدو تأسيس بمديريت آن شهيد اداره ميشد و شايد مکرر ميفرمود: «فلان برادر نام خانوادگيش را در شناسنامه تبديل کرده با اينکه نام خانوادگي قبليش نيز بد نبود و اين معني کشف ميکند که اين برادر بدنبال خيالات نفساني است و تنها بخدا دل نبسته است فلذا بعد از اين عمل از چشم من افتاد و عقيدهام از او سلب شد. غرض آن بزرگوار اين بود که اعمال انسان هر اندازه هم کوچک باشد از مبادي نفسانيه سرچشمه ميگيرد و چه بسا عمل کوچکي که از نفسانيت بزرگي کشف ميکند و کسي که اقدام بتعويض نام خانوادگيش بلفظي زيباتر کند اين عمل کاشف از دل بستگي او بما سوي الله و دال بر حساب باز کردنش براي غير خدا است او مبتلا بشرک است و بالطبع نميتوان در صحنه نبرد بين حق و باطل يقين پيدا کرد که او هميشه جانب حق را که همان خدا است رعايت کند زيرا چه بسا هواي نفس او در باطل يافت شود و اين اسير نفس نميتواند در اين نبرد هميشه بسوي حق رود و تابع حق باشد.
در اول سال تحصيلي 1357-1356 يکي از برادراني را که سال قبل از شاگردان مدرسه بود بعنوان اينکه در امتحان ساليانه يک نمره کم داشت در کلاس منع فرمود در حالي که احياناً با شرکت بعضي برادران ديگر که بيش از يک نمره کم داشتند موافقت مينمود در اين مورد از محضرش سؤال نمودم جواب فرمود: ما اين مدرسه را از سهم مبارک امام عليهالسلام اداره ميکنيم فلذا بنا داريم دانشجويان ما کساني باشند که يقين داشته باشيم براي آينده اسلام مفيد باشند و در مورد اين برادر چنين يقيني داريم.
سپس از من پرسيد: آيا شما شهادت بصلاحيت او در اين حد ميدهي؟ عرض کردم من معاشرت چنداني که کاشف از صلاحيت او باشد با وي نداشته تنها ميدانم در کلاس بحث من برادري خوش فهم بود ولي يکي ديگر از برادران اساتيد محترم و مهذب را نام بردم و عرض کردم: آيا شهادت ايشان بصلاحيت نامبرده کافي است؟ فرمود: بلي، فلذا خدمت آن استاد رفتم و باستناد شهادت اين آن برادر بکلاس راه يافت و بهمين جهت برادران معظم دست پروردگان آن شهيد سعيد در مدرسه بحمدالله تعالي همگي شايسته و بافضيلت و اکنون در سراسر کشور بانجام وظيفه اسلامي انقلابي در پستهاي مختلف مشغولند و از بهترين عزيزاني هستند که بانقلاب اسلامي خدمت ميکنند و همانند آن شهيد عزيز بدنبال انجام وظيفهاند و گمنام و بدون چشمداشت بخدمت مشغولند و حتي مسئولين سطح بالا نيز از کم و کيف خدمت آنها بياطلاعند زيرا اين عزيزان نه در صفحه تلويزيون ظاهر ميشوند و نه تقاضاي ملاقات و معرفي خود را به رئيس جمهور و رئيس مجلس و نخستوزير و ديگر مسئولين را دارند و نه در پي آنند که با روزنامهها مصاحبه کنند و تمثال شريف را زينتبخش آن نمايند من از ياد نبرده و نمي برم که يکي از اين شريف برادران که من باخلاص او غبطه مي برم و در سمت قاضي شرع دادگاه انقلاب اسلامي قضاء شرعي را مجسم ميکند در يکي از استانهاي دور افتاده و محروم بانجام وظيفه مشغول است استاندار اين استان نامهاي بشوراي عالي قضائي نوشته و درخواست کرده بود يکي از برادران ديگر را بکمک ايشان بفرستيم زيرا ايشان با صحت و اتفاق عمل خود و برخورد برادرانه و اسلامي خويش اخوت اسلامي را در بين مردم تحقق بخشانده و ارگانها و نهادها را با هم متحد و هماهنگ ساخته چه بهتر آنکه برادر ديگري بکمک ايشان آيد تا امر قضاء را متصدي باشد و اين برادر عزيز بيش از اين بتواند باتحاد و هماهنگ ساختن مردم و نهادها و ارگانها بپردازد. البته با کمال تأسف بخاطر کمبود و لااقل شناخته نشده نيروهاي متعهد و صالح هنوز شوراي عالي قضائي نتوانسته باين خواسته جامع عمل بپوشاند و براستي يکي از ثمرات عمر با برکت و اعمال خالصانه آن شهيد سعيد فضلاء عزيز مدرسه هستند که بحق باقيات صالحاتي براي او خواهند بود. همين اخلاص در اعمال او که مشهود دانشجويان مدرسه بود موجب گرديد که رابطه بين آن شهيد و اين عزيزان از حد رابطه استاد و شاگرد برابطه مريد و مراد رسد و با خضوع قلبي و احترام خاص برادران مدرسه فرمانبر خواستههاي او باشند چون براي اينان مسلم بود که چيزي جز انجام وظيفه الهي و عمل بمسئوليت اسلامي مد نظر او نبود. خود را همچون يکي از اينان و اينان را در عوض خود همه را مسئول در پيشگاه با عظمت خداوند تعالي و پيامبر او ائمه اسلام سلام الله عليهم ميدانست و ايشانرا ارشاد بوظايف خود مينمود.
اين شهيد سعيد که خود افتخاري براي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و يکي از اعضاء آن بود پيشنويس اساسنامه جامعه را تنظيم نمود که اکثر مواد اساسنامه جامعه همان مواد تنظيمي آن شهيد بزرگوار است در ماده 17 اين اساسنامه که عيناً باقي مانده است چنين آمده است: «اعضاي جامعه مدرسين بايد علاوه بر اسلام و تشيع و حسن سابقه و تقوي و ايمان بمباني جمهوري اسلامي از مدرسين و يا فضلاي حوزههاي علوم ديني شيعه باشند و از آنجا که علاوه بر گواهي آيات و روايات تجربه نشان داده که ريشه عدم موفقيت بايد بر مبناي اسلام و احکام عزيز آن قضاوت کند و قوانين طاغوتي ضد اسلام و دست و پاگير دادگستري گذشته را ندارد بعد از شهادت متفکر والامقام شهيد مظلوم مرحوم آقاي بهشتي رضوان اله عليه بمن اصرار داشت که کانديداتوري عضويت شوراي عالي قضائي را بپذيرم تا پس از انتخاب با روئي براي او در تثبيت و تقويت دادگاههاي انقلاب اسلامي باشم البته بدنبال اصرار ايشان و تأکيد بعضي ديگر برادران بزرگوار اعضاء محترم شوراي عالي قضائي اين معني را پذيرفتم لکن با کمال تأسف پيش از برگزاري انتخابات آن عزيز گرانقدر نيز بفيض شهادت نائل آمد.
در شعب دادگاههاي دادگستري نيز معتقد بود که هر چه زودتر و سريعتر بايد انقلابي بوجود آيد و صددرصد اسلامي گردد. شايد مکرر بمن ميفرمود: ما که بالاخره بايد اين دادگستري را اسلامي کنيم پس چه بهتر که اين کار را از قم شروع کنيم و با شناسائي و معرفي قضات شرع و بعد صلاحيت بشوراي عالي قضائي در رأس هر يک از شعب دادگاههاي دادگستري يک قاضي شرع صالح قرار ده که معيار قضاوتشان احکام اسلام باشد و هر جا قوانين موجود را خلاف شرع ميدانند آنرا بديوار زنند وبر طبق اسلام احکام کنند.
اميد است با همت والاي برادران عزيز اعضاء محترم شوراي عالي قضائي بهمکاري برادران صالح و شايسته قضات دادگاهها و فعاليت بيشتر مجلس شوراي اسلامي هر چه زودتر موفق شويم که سيستم قضائ اسلامي را در سراسر کشور پياده کنيم از احکام نجات بخش اسلام که خونبهاي شهداء عزيز و بزرگوارمان و ثمره انقلاب اسلامي مان است در سنگر قضاء اسلامي پاسداري نمائيم و در انجام اين مقصود قطعاً خداوند ما را اگر براي او براه او خالصانه قدم برداريم، ياري خواهد کرد. ان تنصروالله ينصرکم و يثبت اقدامکم. والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين. سلام بر همه شهدا راه حق و اسلام، سلام بر شهداء انقلاب اسلامي، سلام بر شهيد مظلوم بهشتي و سلام بر شهيد سعيد قدوسي عزيز.