آيت اله صانعي خاطرات و ويژگيهاي اخلاقي شهيد قدوسي را تشريح کرد

بسم الله الرحمن الرحيم

س ـ در يادواره برگزاري دومين سالگرد شهادت آيت الله قدوسي خدمتتان آمده‌ام تا بطور عمده از خصوصيات اخلاقي و روحي و عرفاني اين بزرگوار با شما سخن بگوئيم خواهش مي‌کنيم در اين باره مطالبي را بطور مشروح بيان داريد؟

ج ـ مبدأ و آغاز شناخت بنده نسبت به آيه الله شهيد قدوسي بايد بگويم از همان زماني بود که براي درس امام به خدمت امام رفتيم، يعني شايد حدود سال 33 بود که من ايشان را شناختم، چون وقتي ما براي درس اصول امام رفتيم همينطور درس فقه، يکي از شاگردهائي که مورد شناخت همه شاگردان امام بود شهيد قدوسي بودند، و در کنارش شهيد سعيدي و برخي از فضلاء که بعضيهاشان الان در مصادره امور نظام جمهوري اسلامي هستند، منتها شناخت ما تنها شناختي از ايشان بود بعنوان يک فاضل و يک انسان منظم. در هنگام خواندن زيارت عاشورا مي فرمود حتماً بايد صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن را گفت، حتماً بايد انسان تلاوت قرآنش در روز ترک نشود، حتماً بايد انسان ادب و اخلاق اسلامي را ترک نکند، اما بعد مي‌ديد، نه اين چنين نيست، و او يک انسان نيست که در عين اينکه مدير است،‌ و مدبر در عين اينکه روشنفکران اسلامي بمعناي واقعي است، اين يک امتياز بود. امتياز دوم نظم ايشان در کاره بود، که معمولاً اساتيدي که بمدرسه حقاني مي‌آمدند از نظم ايشان درس مي‌گرفتند و نظم در کار شهيد قدوسي الگوئي براي ديگران بود، من خودم با اينکه معمولاً در کارهايم منظم بودم اما باز مي‌ديدم براي رفتن به مدرسه حقاني سالي 5 مرتبه، 4 مرتبه، 10 مرتبه، تخلف دارم ولي شهيد قدوسي آن سر ساعتي که بايد بيايد توي دفتر کارش هيچ جور تخلفي ندارد، سومين خصوصيت ايشان اين بود که ايشان دلسوز بود نسبت به طلاب، با طلاب مدرسه حقاني مانند يک پدر برخورد مي‌کرد. همانطور که يک پدر فرزندش را مراقبت مي‌کند.

اين مقدار از خصوصيات بارز زندگي ايشان بود که من اطلاع داشتم و اميدواريم که خداوند همه ماها را با هدف او آشنا سازد و همه را قدردان خون شهيدان و مخصوصاً اين شهيد بزرگ قرار دهد.

س ـ از خصوصيات ويژه ايشان در تربيت شاگردان ممتاز و کارآمد در مدرسه حقاني اگر مطالبي به نظرتان مي رسد بفرمائيد.

ج ـ اجمالش را عرض کردم و شاهد عينيش همين آقاياني که در دادگاههاي انقلاب هستند که اين آقايان در دادگاه انقلاب نسبت به تدبير و نسبت به تقوا شايد از اينها هيچ شکايتي نرسيده باشد و يا خيلي شکايت کم باشد آدم وقتي مراجعه مي‌کند به شکايات واصله با اينکه اين شکايات معمولاً خيلي روي حساب نيست اما در عين حال از دوستان مدرسه حقاني و از تربيت شدگان ايشان يا شکايت هيچ نمي رسد . شهيد قدوسي هيچگاه تحت تأثير اين توجيه‌ها قرار نمي گرفت و مسلط بود بر محيط و مسلط بر توجيه‌ها بود و اين از امتيازات ايشان بود که در ديگران اين امتياز به اين حد بالا وجود نداشت يعني ما اگر نمره بخواهيم بدهيم راجع به کساني که در انقلاب تحت تأثير توجيه‌ها قرار نگرفتند بايد به ايشان نمره 20 بدهيم يعني هيچ کمبودي نداشت و شنيده نشد، يکجا تحت تأثير توجيه‌ها قرار بگيرد در عين اينکه قاطعانه عمل مي‌کرد، در عين اينکه پروائي نداشت از عمل بقوانين اسلام که بهر کجا بيانجامد.

س ـ عامل موفقيت ايشان را در مديريت مدرسه حقاني قبل از انقلاب و در دادستاني کل انقلاب بعد از پيروزي انقلاب اسلامي چه مي‌دانيد؟

ج ـ عامل موفقيت ايشان من فکر مي‌کنم آن اصل شورائي که در اسلام نسبت به اداره امور، مشاورت يا صاحب‌نظران است و بعد تصميم‌گيري و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوکل . شهيد قدوسي در عين اينکه مدرسه حقاني را با کمک آيه الله مظلوم دکتر بهشتي و بعضي از شهداي بزرگ ديگر اداره مي‌کردند امور مدرسه تقريباً جنبه مشورتي داشت، اما مشورت بعنوان تبادل نظري بود که تصميم را خود شهيد قدوسي مي‌گرفت، مشورت مي‌کرد و تبادل نظر مي‌نمود. اما تصميم مي‌گرفت، اين عامل موفقيت ايشان در مدرسه حقاني بود، و من فکر مي‌کنم در دادگاه انقلاب هم همين بود.

س ـ بغض دشمنان انقلاب اسلامي و اسلام را که منجر بشهادت ايشان گشت در اثر چه عاملي مي‌دانيد؟

ج ـ وقتي ايشان در رأس دادگاههاي انقلاب قرار گرفت و يکي از اعضاء شوراي عالي قضائي شد، چهرة دادگاههاي انقلاب چهرة قداست شد، چهرة تقوا شد، چهرة نظم شد، اين چهره‌ها براي دادگاه انقلاب خيلي مفيد بود، دشمن احساس خطر کرد، دشمن ديد آنچه را که بافته بود پنبه شد، يعني مدتها تلاش کرده بود، دادگاههاي انقلاب را جلاد معرفي کند، دادسراهاي انقلاب را ظالم معرفي کند، اما با آمدن شهيد قدوسي همة آنها از بين رفت، چون خود شهيد قدوسي براي همه شناخته شده بود و ديگر تبليغات آنها و برنامه‌هاي آنها مؤثر نبوده، فلذا دست به چنين عمل ضد انساني و بشري زدند، و او را به شهادت رساندند و او به مواليان خودش ملحق گشت.

س ـ در خاتمه اگر خاطراتي از آن شهيد داريد بيان فرمائيد.

ج ـ من خاطره خاصي از شهيد قدوسي ندارم چون برخوردهاي مدرسه‌اي و آمدن بمدرسه حقاني و مباحثه کردن بوده است، ولي دوستان مدرسه حقاني بايد همان خصوصياتي را که من در ايشان عرض کردم آنها بهتر و نيکوتر از ديروز عمل کننده حالت تعبد، حالت نظم، حالت تقوي در همه امور طرزي برخورد کنند که چهره‌هائي باشند دنبال روي شهيد قدوسي، و طرزي برخورد کنند به همانطوري که امام صادق به شيعيانش فرمود وقتي شما را ببينند. بگويند: رحم الله

حضرت امام جعفر صادق (ع)، دوستان مدرسه حقاني و خود ما هم که در رابطه با شهيد قدوسي بوديم بايد نحوي برخورد کنيم که مردم وقتي ما را ‌ببينند، نسبت به علو درجه شهيد قدوسي دعا کنند، و ما يادآوران خيري براي شهيد قدوسي باشيم تا فردا همه ديگران، يادآوران خيري براي ما باشند

والسلام عليکم و رحمه اله و برکاته