با لحظه‌هاي شهادت آيت الله قدوسي

بسم الله الرحمن الرحيم

شنبه 14 شهريور ماه سال 1361 ساعت 40/8 بامداد صداي مهيب انفجار در يکي از اتاقهاي ساختمان مرکزي دادستاني کل انقلاب پيچيد، قسمتي از طبقه دوم ساختمان فرو ريخت و آتش محل حادثه را فرا گرفت و رفت و آمد در خيابان دکتر شريعتي و خيابانهاي فرعي اطراف منطقه متوقف شد و صداي آمبولانس‌ها و واحدهاي آتش نشاني همه را متوجه حادثه‌اي ناگوار ساخت.

بعد از کنترل حريق و جستجو در ميان آوارها، پيکر نيمه‌جان آيت‌الله قدوسي که از ناحيه پا و سينه مجروح شده بود را يافته و بلافاصله به بيمارستان منتقل ساختند. هنوز ساعتي از انفجار نگذشته بود که خبر اين جنايت دهان به دهان در شهر پيچيد و همه مضطرب و نگران بودند که آيا دوباره بزرگ مردي از انقلاب به صف طويل شهدا پيوسته يا نه؟ مردم گويا دوباره خود را آماده مي‌کردند که متحد و منظم در صحنه حضور يابند، زيرا آنان هفت روز پيش از اين نيز شاهد يک انفجار بودند. انفجاري که رئيس جمهور محبوبشان و نخست‌وزير عزيزشان در آن به شهادت رسيده بودند. همه آماده بودند تا دوباره در صفهاي عظيم و با مشتهاي گره کرده در خيابانها به حرکت درآيند و فرياد برآورند «دشمن در چه فکريه،‌ ايران پر از بهشتيه.» هر چند هنوز مردم از چند و چون حادثه انفجار در ساختمان دادستاني انقلاب آگاهي کامل نداشتند و هر چند هنوز در غم از دست دادن و در هجران پيکر سوخته رئيس جمهور و نخست‌وزيرشان خون مي‌گريستند و بر سر و سينه مي‌کوبيدند، ولي منافقين باز در تکاپو بودند تا مصيبت‌هاي ناگوار ديگري را بر مردم تحميل نمايند و مردم مي‌دانستند که دشمنان اسلام هر از چندي توطئه يا جنايتي نو خواهند آفريد و مي‌دانستند که نبايد صحنه را ترک گويند يا نااميدي به دل راه دهند. جو عمومي در آن روزها سرشار از مقاومت و پايداري براي نگه‌داشتن انقلاب و حفظ و حراست از آن بود، مردم قهرمان بعد از حوادث جانگداز 30 خرداد، 7 تير و 8 شهريور خود را آماده ساخته بودند تا در برابر هر گونه ضربه‌اي از طرف منافقان و شياطين شرق و غرب مقاومت کنند.

آيت الله قدوسي در ساعت 30/2 بعدازظهر همانروز در حاليکه تحت عمل جراحي قرار داشت دار فاني را وداع گفته و به خيل شهيدان انقلاب اسلامي پيوست و به ملکوت اعلي پيوست.

بعد از اعلام اين خبر ديده‌ها دوباره گريان شد. روز بعد هنگامي که مردم براي تشييع جنازه مطهر آن شهيد و شهيد سرهنگ وحيد دستگيري که در حادثه انفجار دفتر نخست‌وزيري به شهادت رسيده بود، به خيابانها آمدند، دشمنان اسلام و انقلاب ديگر بار ديدند که چگونه مردم با حرکت عظيم خود عزم خود راجزم کرده‌اند تا ريشه‌هاي نفاق شيطاني را از بن برکنند و استوار و پايدار درخت اسلام را آبياري کنند.