ولادت
آية الله شهيد علي قدوسي در پنجم رجب سال 1306 هجري شمسي در شهرستان نهاوند در يک خانواده روحاني تولد يافت. وي آخرين فرزند خانواده بود که پس از هفده فرزند ديگر دنيا آمده بود. پدر وي مرحوم آيةالله ملا احمد قدوسي بود که از علماي معروف زمان خود و به علم و تقوي شهرت خاصي داشت و تحصيلات خود را در نجف اشرف گذرانيده بود وپس از بهرههاي فراوان از محضر درس مرحوم آيتالله آخوند ملاکاظم خراساني، مرحوم آيتالله ميرزا حبيب الله دشتي و مرحوم آيتالله محمد حسن شيرازي با کسب مقام اجتهاد به نهاوند مراجعت و مرجعيت عام يافت و امور مختلف آن ديار از جمله قضاوت و غير آن را انجام ميداد.
مرحوم شهيد آيتالله قدوسي از همان کودکي نبوغ و استعداد قابل توجهي از خو بروز ميداد و دروان تحصيلات ابتدائي و متوسطه را در نهاوند گذراند و چون در آن موقع در نهاوند مدارس بالاتري نبود از پدرش ميخواهد که براي ادامه تحصيل به ساير شهرستانها برود و بدليل رضايت بخش نبودن اوضاع دبيرستانها و احتمال انحراف فکري اينگونه دانشآموزان، با مخالفت پدر روبرو شد و به جهت استعداد سرشار وي، پيشنهاد ميشود براي ادامه تحصيل به قم رفته و به فراگرفتن دروس اسلامي بپردازد.
عزيمت به قم
در ابتدا شهيد قدوسي تمايلي به رفتن به شهر قم نداشت و اميدوار بود تحصيلات خود را در مدارس کلاسيک طي نمايد، ولي جرياني پيش آمد و اثر بسيار عميقي بر افکار و انديشههاي ان شهيد برجاي گذاشت و در نتيجه ايشان رغبت و تمايل به عزيمت به قم مينماين. خلاصه جريان بدين شرح است که يکي از مبلغين که براي تبليغ به نهاوند آمده بود و مردي مبارز و متدين بود و سالها در زندان رضاخان پدر شاه مخلوع شکنجه و آزار ديده و تازه آزاد شده بود و شناخت چنداني به خانواده آيتالله قدوسي پدر شهيد قدوسي نداشت پس از اقامه نماز هر روز منبر ميرفت و يکروز در ضمن صحبت اظهار ميدارد:
ديشب خواب ديدم پيغمبر اکرم (ص) را که بدست مبارک خود عمامه بر سر پسر کوچک حضرت آقا ( اشاره به پدر مرحوم قدوسي ) گذاشت اگر چنين پسري ايشان دارد و در مسجد ميباشد او را به من نشان دهيد، »
که از طرف حاضرين در مسجد مرحوم شهيد قدوسي به او معرفي ميگردد و او پس ازختم و پائين آمدن او را بغل کرد و مصافحه ميکند و ميگويد:
« بگو که مقامي عالي در انتظار توست و مردم مسجد همه به او تبريک ميگويند».
از آن شب تحول شگرفي در مرحوم شهيد قدوسي پيدا ميشود و بلا فاصله از پدرش ميخواهد که او را براي تحصيل به قم بفرستد.
در سال 1321ه.ش در حاليکه آن شهيد بيش از پانزده سال بيشتر نداشت وارد قم شد و ابتداء مورد توجه مرحوم آيتالله سيد صدرالدين صدر که قبلا شناختي از پدر شهيد قدوسي داشت قرار ميگيرد و از محضر ايشان بهره فراوان کسب کرده و عليرغم مشقت و سختي شرايط تحصيل در حوزه و بروز مشکلات بسيار فرا روي طلاب جديد الورود، آن شهيد با پشتکار و کوشش خستگي ناپذير به تحصيل مشغول ميشود و دروس مقدماتي را طي چندين سال تمام و وارد درس خارج ميشود.
آيتالله شهيد قدوسي در درس خارج را در محضر مرحوم آيتالله بروجردي و امام خميني و ساير علماء حاضر در حوزه فرا ميگيرد. همچنين درس فلسفه و تفسير را نزد علامه طباطبائي تلمذ نمود و از جمله شاگردان ممتاز استاد علامه بشمار ميرفت و از هم حوزههاي شهيد دکتر بهشتي و شهيد مطهري بود که به اتفاق در درس علامه طباطبائي شرکت داشتند. دقت، نظم و معنويت وي باعث ميشود که نزد علامه طباطبائي مورد توجه خاص قرار گرفته و همين امر باعث وصلت وي با علامه و توفيق دامادي ايشان را بدست آورد.
شهيد آيةالله قدوسي در سال 1341 ه. ش به درجه اجتهاد نائل و به تدريس در حوزه علميه قم مشغول ميگردد. ايشان از جمله افرادي بود که اعتقاد به تحرک حوزه داشت و معتقد بود که از لحاظ حرکت اجتماعي و نوع تشکيلات و دروس و مسائل مطرح شده بايد حوزه تحرک جديد داشته باشد و براي دنياي امروز و رهبري يک جامعه در اين زمان آماده گردد.
فعاليتهاي سياسي شهيد قدوسي
با عنايت به ذهن خلاق و تعهد ايشان نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي؟، با آغاز فعاليت فدائيان اسلام، ازمدافعان شهيد نواب صفوي بود و در جريان نهضت ملي نفت با نواب صفوي همکاري و همفکري نزديک داشت و هم چنين در مخالفت با حزب توده که در آن موقع فعاليت گستردهاي داشت، تلاش زيادي داشت. پس از شکست نهضت ملي و پيروزي کودتاچيان 28 مرداد 1332، وي به تحصيل خود ادامه داد و تا شروع نهضت امام خميني در سال 1341 مشغول تکميل دروس حوزوي و حصول به درجه اجتهاد بود.
با آغاز نهضت امام خميني مجدداً وارد فعاليت سياسي ميشود و از آن تاريخ تا هنگام شهادت در اين راه محکم و استوار بدنبال انديشهها و خط امام خميني حرکت مينمود.
در سال 1343 ه ش با همکاري چند تن از فضلاء و مدرسين حوزه علميه قم از جمله آيةالله رباني شيرازي و شهيد دکتر بهشتي در فکر تشکيل جمعيتي بود که هدف آن همان تحرک و نهضت و اصلاح هرچه بيشتر حوزه علميه بود. اين جمعيت داراي شاخهها و تشکيلات کاملا جديد و بيسابقه در بين روحانيون بود و ايشان در اين کار سهم بسزائي داشت. در اواخر سال 1344 اين جمعيت توسط ساواک شناسايي شد و تمام روحانيوني که در تشکيل آن شرکت داشتند از جمله خود شهيد قدوسي دستگير و زنداني شدند و پس از مدتها تحقيق و بازجوئي که نتيجهاي براي رژيم در برنداشت آزاد ميگردد.
در ابتداي بخش اسناد در خصوص اساسنامه و چگونگي دستگيري و بازجوئيهاي اعضاءگروه بطور کامل درج گرديده است. اداره کل سوم ساواک در تاريخ 12/3/45 در رابطه با شهيد قدوسي چنين اعلام ميدارد « نظر به اينکه فعاليت اين جمعيت باين ترتيب تا حدودي مسلم ميباشد و از طرفي بنظر ميرسد علي قدوسي با توجه به شغل و سمتي که در اين جمعيت داشته، فعاليتهائي انجام داده که از دادن پاسخ در اين زمينه طفره ميرود. لذا ضروريست که مشاراليه هم دستگير و بازداشت گردد. چون استنباط ميگردد باستناد اساسنامه بدست آمده جمعيت مذکور داراي تشکيلات بسيار وسيع و منظمي ميباشد که احتمالا با خارج از کشور هم ارتباط دارد و کشف موضوع و بهرهبرداري از آن حائز اهميت ميباشد.» پس از دستگيري شهيد قدوسي و انجام جلسات بازجوئي متمادي نهايتاً ساواک در گزارش تنظيمي خود چنين مينويسد « نظريه. با توجه به محتويات پرونده و اظهارات متهم، فعلا دلايل کافي براي اثبات اتهام انتسابي درباره نامبرده وجود ندارد و پرونده او چون از لحاظ تحقيقاتي تکميل ميباشد در صورت تصويب به اداره دادرسي نيروهاي مسلح شاهنشاهي احاله گردد .» و بالاخره در تاريخ 4/5/45 برابر اعلام اداره دادرسي نيروهاي مسلح، قرار منع پيگرد صادر ميگردد.
پس از آزادي از زندان و با توجه به شرايط و فضاي سياسي و اجتماعي حاکم بر کشور و حوزههاي علميه فعاليت سياسي خود را در قلمرو فرهنگي و آموزشي پي گرفت و در راستاي اجراي تحولات جديد در حوزه مديريت مدرسه حقاني را پذيرفت و فصل جديدي در حيات مبارزاتي و فرهنگي ايشان بوجود آمد.
مدرسه حقاني
در راستاي اجراي ديدگاهها و طرحهاي اصلاحي شهيد قدوسي در حوزه علميه قم و توجه و قاطعيت ايشان به ايجاد نظم و انضباط در فضاي حوزه، براي اولين بار اقدام به گرفتن امتحان از طلاب نمود. وي بسيار سعي نمود که طلاب علاوه بر خواندن دروس اسلامي از دروس جددي مثل رياضيات و طبيعي و زبان خارجه کاملا استفاده نمايند و در تمام سطوح، دروس کلاسيک دبيرستاني را جزء دروس اسلامي قرار ميداد و هم چنين اقتصاد و جامعه شناسي و روانشناسي که در آن زمان در حوزه معمول نبود جزء برنامه طلاب مدرسه حقاني قرار داد و برنامههاي مدرسه با همفکري و همراهي شهيد دکتر بهشتي و عدهاي ديگر از دوستان ايشان انجام ميشد. در طول اين مدت مدرسه حقاني به عنوان مرکزي براي مبارزه با رژيم بود و بسياري از شاگردان آن به زندان افتاده و يا فراري و در تبعيد بودند و ساواک بطور مرتب براي دستگيري مبارزين و به بهانههاي مختلف به آن يورش مي برد. در تمام اين دوران شهيد قدوسي کاملا تحت نظر ساواک بوده و چند بار نيز بازداشت گرديد و گاه و بيگاه نيز ايشان توسط ماموران ساواک بازرسي و تفتيش ميشد و با توجه باينکه از ديدگاه ساواک، ايشان از هواداران امام خميني بشمار ميرفت لذا با دقت فراوان و توسط منابع و عوامل نفوذي خود کليه فعاليتهاي مدرسه حقاني و شخص شهيد قدوسي را تحت نظر داشتند. در قالب گزارشات ساواک، تحليلهاي يکسان و تکراري از وضعيت مديريت و شاگردان مدرسه حقاني ارائه ميگرديد از جمله:
« در نتيجه بررسي مدرسه حقاني به قرار زير ميباشد: 1- شکي نيست آقاي قدوسي که رئيس مدرسه حقاني است يکي از علاقهمندان به ] امام[ خميني و از خمينيستهاي داغ و دو آتشه بشمار ميرود به حدي که صريحا با شريعتمداري و گلپايگاني مخالفت کرده و پيوسته دو از خميني ميزند. 2- شکي نيست که آقاي قدوسي ظاهري بسيار آرام دراد و هيچ نوع فعاليت آشکاري در داخل مدرسه براي خميني ندارد و برخلاف اکثريت شاگردان مدرسه مخالفت علني نداشته، در حاليکه شاگردان حقاني داغ ميباشند. »
در بخش مذکور به اسناد مدرسه حقاني، گزارشات بسيار زيادي در خصوص چگونگي برخورد، حساسيت و اقدامات رژيم عليه مدرسه حقاني موجود ميباشد که تا حدود زيادي بيانگر ويژگيهاي فکري و مديريتي شهيد قدوسي و فضاي حاکم بر آن مدرسه ميباشد.
فعاليتهاي فرهنگي شهيد قدوسي
در کنار مدرسه حقاني، ضرورت تاسيس يک مدرسه علميه مختص خواهران و تربيت مبلغان زن بيش از پيش احساس ميشد و از جمله اقداماتيکه شهيد قدوسي با همکاري جمعي از مدرسين بدان اهتمام ورزيد ايجاد مدرسه طلبگي براي خواهران بود. قبل از اين حرکت، تقريبا هيچگونه محلي براي اينکه خواهران مانند برادران بتوانند درس اسلامي فرا گيرند وجود نداشت و ايشان براي تحقق چنين ايده بزرگي « مکتب توحيد» را بوجود آوردند که با استقبال بي نظير روبرو شد و بسياري از خواهران که مايل بودند بتوانند ايدئولوژي اسلامي را فراگيرند به اين محل روي آوردند و بعد از مدتي تعداد ديگري از اين نوع مدارس بوسيله افراد ديگر تاسيس گرديد.
با گسترش موج تشکيل و تاسيس مدارس علميه بانوان و بخصوص فعاليتهاي انقلابي در برخي از آنها، حساسيت و توجه رژيم نسبت به ماهيت، اهداف و برنامه هاي انها جلب و اقداماتي جهت محدوديت فعاليت آموزشي در مدارسي که گرايشات انقلابي داشتند، نمود. در اين خصوص توجه ساواک به مدرسه مکتب توحيد بيش از ديگر مدارس است و لذا در برخي گزارشات خود چنين تصريح ميکند.
« رئيس سازمان امنيت قم طي گزارشي به تهران اعلام ميدارد. در خصوص مکتب توحيد قرار است بعد از پانزدهم خرداد نسبت به احضار مسئول آن ( علي قدوسي فرزند احمد ) اقدام و از وي خواسته شود مکتب توحيد را تعطيل نمايد»
و در گزارش ديگر اعلام ميدارد:
« ساواک قم پيرامون مدارس تازه تاسيس علميه دخترانه گزارش ميدهد. چون مکتب توحيد بدون کسب مجوز از وزارت آموزش و پروش داير شده و برنامه اين وزارتخانه را اجرا نمينمايد، دستور لازم براي جلوگيري از ادامه کار مکتب توحيد صادر شده است».
عليرغم فشارها و مزاحمتهاي ساواک براي به تعطيلي کشاندن مکتب توحيد، اين مدرسه فعاليت خود ادامه و با وجود تلاشهاي فراوان ساواک در سال 57 جهت توقف فعاليت مکتب توحيد، اين امر ميسر نگرديد و به لطف خداوند متعال آموزشي اين مدرسه علميه ادامه يافت.
شهيد آيتالله قدوسي به جهت اهتمام و توجه به ارتباط و اتحاد بيشتر طلاب و دانشجويان در سالهاي آخر قبل از انقلاب، کلاسهاي مرتبي براي دانشجويان تشکيل داد و بسياري از دانشجويان دانشگاهها براي فراگيري دروس اسلامي به قم آمده و در اين کلاسها شرکت ميکردند و اين امر باعث عميق تر شدن ارتباط دانشجويان و طلاب گرديد و اثرات تعيين کنندهاي در جريان پيروزي انقلاب اسلامي بر جاي گذاشت.
ويژگيهاي اخلاقي شهيد قدوسي
شخصيت برجستهاي چون آيتالله قدوسي، داراي ويژگيهاي خاصي بود که همان مشخصهها ايشان را به عنوان شخصيتي محبوب و مفيد که در طي دوران پر برکت زندگي خويش منشا خدمات عظيمي گشته بود متمايز ميساخت. چه او در طلب رضاي خدا سراز پا نميشناخت. در اعمال مستحبي تا حد واجب پيش ميرفت و تاکيد مينمود نماز شب را براي خود و طلاب واجب ميدانست. در نظم و انضباط زبانزد عام و خاص بود. نسبت به اخلاق و رفتار شاگردانش بياندازه دقت داشت. هيچگاه زمان و وقت او تلف نميشد. در مديريت انساني ورزيده بود. در تقوي و معنويت شهرت خاصي داشت و از سوي مراجع و مدرسين حوزه مورد احترام بود.
ازجمله مهمترين کارهاي ايشان که اثر فراواني بر تمام شاگردان و حتي طلابي که در مدرسه حقاني نبودند داشت درسهاي اخلاق ايشان بود. در اين درسها، خود اشک ميريخت و ديگران را به گريه ميانداخت و چنان با احساس و اثر بخش و تکان دهنده مباحث اخلاقي برگرفته از قرآن و نهج البلاغه را بيان ميکرد که شاگردانش پس از سالها هرگز آن صحنه ها را فراموش نميکنند.
در واقع شهيد آيتالله قدوسي عالمي وارسته، فقيهي عارف و مجاهدي نستوه بود که در راه مبارزه سياسي و فرهنگي با رژيم شاه، همواره به تهذيب نفس و پرورش فضائل اخلاقي توجهي ويژه داشت و از جمله ملکات مهم ايشان در بين طلاب، برخورداري از ملکات اخلاقي بوده است.
شهيد قدوسي خود چنين ميگويد:
« هنگاميکه در حجره بودم چه بسا شبها تا صبح به مطالعه ميپرداختم و متوجه نميشدم در چه ساعتي از شب هستم، ناگهان ميديدم سپيده صبح طلوع کرده و غذايي که براي شام ديشب روي چراغ گذاشتهام فراموش کردهام تا آن سوخته و از بين رفته و پول ديگري براي تهيه غذا ندارم. بنابراين ان شب را چون شبهاي ديگر گرسنه ميگذراندم. »
هم چنين در جاي ديگر ميگويد:
« در اوايل کار به دليل کثرت بحث و دروس از لحاظ جسمي مشکلات بسياري پيدا کردم و اين مشکلات بعدها نيز ادامه داشت. در زماني که دروس عاليه را نزد اساتيد حوزه فرا ميگرفتم مدتي آنقدر به خود فشار آوردهبودم که هنگام بالارفتن از پله ها مجبور بودم به ديوار تکيه کنم. براي حل اين مشکل و چون قبلا اهل ورزش بودم تصميم گرفتم با چند تن از دوستان توپي خريده و جمعهها براي ورزش بيرون شهر برويم. اين کار را کردم و مقداري اثر مثبت داشت ولي چند روز نگذشته بود که چند تن از روحانيون مشهور پيام فرستادند که اين کار را ترک کن و يا از حوزه بيرون برو. »
شهيد آيةالله قدوسي به روايت ديگران
آيةالله محمدي گلپايگاني، مرحوم آقاي قدوسي رحمت الله عليه در جهت مديريت حوزه معروفيت داشت. روي آن جنبه مديريت و قاطعيت و تقوا و علمي که از ايشان مشهود بود مدرسه منتظريه قم که يک نوبنيادي بود، اني مدرسه در اختيار شادروان آقاي قدوسي قرار گرفت و برنامه را ايشان با دوستاني مثل مرحوم آقاي بهشتي و ديگران طراحي ميکردند.
آيةالله موسوي اردبيلي: شهيد قدوسي رحمتالله عليه انساني بود بسيار متشرع، مقيد به موازين شرعي تا آنجا که ميتوانست کار و فعاليت ميکرد و تمام آنها را بر طبق معيارهاي شرعي انجام ميداد. داراي افکاري انقلابي بود، با فرهنگ انقلاب کاملا آشنا بود، فداکاري، خدمت، آگاهي، مسئوليت و تعهد را هم بقدر کافي داشت.
آيةالله جنتي: شهيد قدوسي مردي با صفاتي برجسته که باعث امتياز چشمگير او بود. اخلاقي ستودني داشت و حدود هفتده سال آشنايي که با او داشتم هيچ نشاني از تظاهر و ريا در او نيافتم او روحاني متين و موقر بود که هرگز در طول معاشرت سخني مبتذل و يا حرکتي ناهنجار از او نديدم ازصفات برجسته ايشان رازداري، حفظ اسرار و حساب شده سخن گفتن بود. در دوران نههضت با اينکه مدرسه کانون پرورش نيروهاي انقلابي بود، مکرر دژخيمان ساواک و شهرباني به مدرسه هجوم ميآورند، هيچ برگهاي از همکاري او با عناصر انقلابي بدست نيارودند با اينکه مستقيم و يا غير مستقيم در جريان حرکتها بود و به بچهها کمک ميکرد.
آيةالله صانعي: يکي از خصوصيات شهيد آقاي قدوسي حالت تعبد و تمسک بود و ايمان به قوانين خداوند که اين حالت را از استاد بزرگش امام خميني روحي له فداه اخذ کرده بود. امتياز ايشان، نظم ايشان در کارها بود که معمولا اساتيدي که به مدرسه حقاني مي آمدند از نظر ايشان درس ميگرفتند و نظم در کمار شهيد قدوسي الگوئي براي ديگران بود.
آيةالله سيد حسن طاهري خرم آبادي: مرحوم آقاي قدوسي از فضلاي معروف جامعه مدرسين و از شاگردان خوب امام بودند. ايشان جز افرادي بود که به کار تدريس ادامه ميدادند از آنهايي بودند که شايد صدها نفر شاگر ميتوانست در حوزه داشته باشد. براي خاطر اينکه آدمي بود خوش حافظه، خوش استعداد و پرکار، هم در فقه و اصول کار کرده بود و هم در فلسفه بلد بود ولي براثر اينکه تشخيص داد که يک کار منظم با برنامه تشکيل يک مدرسه منظم برنامهاي تربيت طلاب لازم و ضروري است يعني همان مدرسه حقاني.
حجة الاسلام هاشمي رفسنجاني: يک خصوصيت بارز ايشان نظم و قاطعيت بود. در بين همه ما ايشان زبانزد بود به نظم و قاطعيت و به همين دليل ما براي ايشان مديريت قائل بوديم و کارهايي که در آن روزها احتياج به مديريت قاطع داشت به ايشان سپرده مي شد و به همين دليل هم ايشان را مسوول محاکمات آن زمان کردند و اول مسوول زندانيهاي بازداشتي از رژيم سابق در روزهاي اول انقلاب که خيلي بي نظم بود کردند و اين کار براي اين انجام شد که بشود به آنها نظمي داد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ابتدا ايشان براي پياده کردن برنامه هائي که هيئت مديره مدرسين در مورد حوزه و مسائل ديگر داشتند در قم فعاليت داشت و سپس به فرمان رهبر انقلاب مسوليت دادستاني کل انقلاب را پذيرفت و با اينکه مريض و ازناراحتي کبدي فوق العاده زجر ميبرد ولي هيچگاه از کار کوتاه نيامده و با جديت و پشتکار به کار خود ادامه ميداد.
پس از انقلاب شهيد قدوسي بدون محافظ رفت و آمد ميکرد. بعد از شهادت شهيد آيةالله بهشتي امام دستور دادند تا از خودش محافظت کند لذا پذيرفت پاسداري داشته باشد.
بدليل جايگاه مهمي که ايشان در سال 1360 به عهده داشتند و ازطرفي فعاليت گسترده منافقين در ترور شخصيت هاي انقلاب، بالاخره در ساعت30:20 دقيقه رور شنبه 14 شهريور سال 1360 شهيد قدوسي در جريان توطئه يک بمب گذاري در دادستاني انقلاب اسلامي به فوز عظيم شهادت نائل آمد.
امام خميني در پيامي به مناسبت شهادت ايشان مرقوم داشتند:
بسم الله الّرحمن الرحيم
انالله و انا اليه راجعون
با کمال تاسفو تاثر حجت الاسلام شهيد قدوسي به دوستان شهيد خود پيوست. شهيدي عزيز که ساليان دراز در خدمت اسلام بود و اخيرا مجاهدات او در راه انقلاب بر همگان روشن است. اينجانب ساليان طولاني از نزديک با او سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف ميشناختم شهادت بر او مبارک و وفودا الي الله و خروج از ظلمات به سوي نور بر او ارزاني باد. راهي است که بايد پيمود و سفري است که بايد رفت چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شريف اسلامي شرب شهادت نوشيدن و با سرافرازي به القاءالله رسيدن و اين همان است که اولياي معظم حق تعالي آرزوي آن را ميکردند و ازخداي بزرگ در مناجات خود طلب ميکردند.
گورا باد شربت شهادت بر شهداي انقلاب اسلامي و خصوص شهداي اخير ما که با دست جنايتکار منفورترين عناصر پليد به جوار رحمت حق شتافتند و افتخار براي اسلام و ننگ و نفرت براي دشمنان دژخيم ملت شريف آفريدند.
اينجانب شهادت دادستان کل انقلاب و سرهنگ وحيد دستجردي که در رأس شهرباني و قواي انتظامي در حال انجام وظيفه بودند و بدين تحفه الهي نايل شدند را به ملت ايران و به حوزه عليمه قم و به قواي مسلح تبريک و تسليت عرض ميکنم و از خداي تعالي رحمت براي آنان و صبر و شيبايي براي خانواده محترمشان خواستارم. ننگ و خسران برکساني که گمان ميکنند با اين شرارتها ملت شريف ايران را که براي اقامه عدل اسلامي قيام نمودهاند از صحنه مبارزه ب اکفر خارج مينمايند و تن به عار و ذلت ابرقدرتهاي جنايتکار ميدهند اين کوردلان شکست خورده نميبينند که مادران و پدران و فرزندان و همسران اين شهدا چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اينان افتخار مي نمايند و چون کوهي در مقابل حوادث ايستادهاند گويي اينان از شدت ياس به جنون کشيده شدهاند و چون خود را مطرود ملت مسلمان مي بينند و از ملت ايران انتقام ميکشند.
از خداوند تعالي هدايت براي جوانان هدايت گول خوردهاند و خذلان براي سران از خدا بيخبر آنها خواستارم.
سلام و درود بر شهيدان راه حق و رحمت بر شهداي اخير اسلام والسلام علي من اتبع الهدي
« روح الله الموسوي الخميني»