ريا و نقش آن در جامعه

شکي نيست که آداب و سنني در اسلام هست که گاهي به عنوان وجوب و گاهي به عنوان مستحب و زماني به نام مکارم اخلاقيه و رسيدن به مراتب کامله ايمان بيان شده و تنها جنبه تبعيد ( بدون چون و چرا ) نداشته و غرض اصلي از اجراي آن رفتن به بهشت نيست ، گرچه بعضي از نويسندگان و گويندگان تواناي ما اصرار دارند که نبايستي روي مصالح دنيوي احکام تکيه کرد ، بلکه بايست نتايج اخروي آن را در نظر گرفت ولي اين نظريه تا آن حد قابل قبول است که کسي بخواهد مصالح همه احکام را به اتکا علومي که هر روز در حال تغيير و تبديل است بررسي کرده و مثلاً تنها فايده روزه را صحت مزاج يا فايده غسل و وضو را شستشوي بدن بداند ، که قهراً در تغيير اکتشافات و نظريه هاي علمي دچار ترديد و ابهام مي شويم .

متأسفانه مسلمانان امروز يا به کلي از اين دستورات دورافتاده و يا به قدري از ميزان واقعي آن منحرف شده اند که هيچ گونه ارتباطي بين نتايج منظوره از اين دستورات و بين اعمال افرادي که در اجتماع ما به نام مسلمان ديده مي شوند وجود ندارد .

يک نمونه بارز

براي اثبات اين مدعي مجبوريم در هر مقاله يک يا چند يک از اين دستورات را با نتايج آن ذکر نموده و اجتماع امروز مسلمانها را با آنها سنجيده تا معلوم شود که هيچ گونه رابطه اي بين افعال ما مسلمانان با آن احکام وجود ندارد .

يکي از همين دستورات که از معجزات ديانت مقدسه اسلام است موضوع حرمت ريا و منع آن در عبادات و غير عبادات است . ريا به اين معني که کسي کار خوبي بکند و در اين کار فقط منظورش ايجاد شخصيت اجتماعي براي خود و معرفي کردن خود در جامعه به نام مرد نيکوکار باشد .

بدون شک ، ريا در عبادت عمل را باطل کرده و آن را بي ارزش مي سازد و در غير عبادت يکي از کارهاي نکوهيده است .

قرآن مجيد و اخبار پيشوايان دين در اجتناب از آن تأکيد زياد فرموده و با بيانهاي مختلف بي ارزش بودن عملي ريايي را از نظر شارع اسلام ثابت نموده است .

 يا ايها الذين امنوا لا تبطلوت بالمن والاذي کالذي ينفق ما له رئاء الناس ولا بومن بالله واليوم الاخر فمثله کمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لا يقدرون علي شئي مما کسبوا والله لا يهدي القوم الکافرين . ‌- بقره 267 

اي اهل ايمان کارهاي نيکي را که در راه خدا انجام مي دهيد با منت گذاردن و آزار به مردم باطل نکنيد زيرا عمل کسي که مالش را به خاطر ريا انفاق ميکند و ايمان به خدا و آخرت را در نظر نمي گيرد چون عمل شخصي است که بر روي سنگ صافي خاک نرمي پاشد و باران قطره اي بر او ببارد و تمام اين خاکها از بين برود و کسي نمي تواند از آن بهره مند شود و خداوند قومي را که کافرند هدايت نمي کند ( يعني چنانچه بعد از آمدن باران چيزي دستگير صاحب آن خاک نمي شود ، همين طور هم عمل شخص رياکار براي صاحبش از نظر اسلام ارزشي نداشته و ريا ، آن عمل را نابود مي کند ) در اخبار پيشوايان ما اين موضوع زياد تأکيد شده و حتي در بعضي از آنها شخص رياکار را دشمن خدا و در برخي او را مشرک شمرده است .

نقش ريا در جامعه اغلب دانشمندان علم الاجتماع معترفند که ازدياد مفاسد اجتماعي و از بين رفتن فضائل و مکارم اخلاقي نقش مهمي در سقوط و اضمحلال اقوام و ملل به عهده داشته همچنين ترقي و پيشرفت برخي از ملل در گرو يک سلسله محاسن اخلاقي و فضائل اجتماعي آن بوده است .

چنانچه مطالعه صفحات تاريخي که علت و سبب سقوط و يا رشد اجتماعي و روي کار آمدن ملل و اقوام را ضبط کرده به ما نشان مي دهد که مقدمات انهدام و نابودي ملل بزرگ از شيوع و شدت مفاسد اخلاقي در ميان افراد آنان شروع شده و دنبال فاسد شدن شخص کم کم تعداد شخصيت هاي اجتماعي رو به نقصان نهاده بديهي است وقتي وجود اين گونه افراد در جامعه کم شد ، محو جامعه از دست گردانندگان آن بيرون رفته و هيچ گونه حفاظتي براي استقلال آن ملت و طائفه باقي نماينده و چاره اي جز سقوط و نتيجه اي جز زوال و نابودي ندارند درست در مقابل ، وقتي افراد لايق و شايسته در جامعه زياد شد زمينه براي رشد فرهنگي و ملي آن جمعيت آماده تر شده ، هر آن به هدف نزديکتر مي شوند .

اينک بايد ديد که شارع مقدس اسلام با تشريع يک حکم به عنوان قبح و منع ريا چگونه افراد جامعه را به سوي فضائلي چند از اخلاق سوق داده است .

تجديد غرائز فطري بر پايه کمال انسانيت

همه مي دانيم که افعال و اعمال نوع بشر اغلب به خاطر استرضاي غرائز فطري انجام مي گيرد . همين غرائز است که زندگاني را با تمام شدايد و مشکلاتي که دارد براي انسان لذت بخش و دلپذير کرده و تلاش شبانه روزي را کاري آسان و معمولي جلوه مي دهد و همين ارضاي غرائز است که گاهي بشر را از حدود انسانيت بيرون کشيده و حتي حاضر است براي رسيدن به مقصود خود به جنايات و کارهاي خطرناکي دست بزند . از اين رو ديانت مقدسه اسلام که مجموعه احکام و قوانينش را مي توان ( تجديد غرائز فطري بر پايه کمال انسانيت ) ناميد ، گاهي شرايط و مقرراتي براي احکام خود قرار داده که به منزله محکم ترين سد کنترل غرائز است .

چنانکه تأمل در اطراف ( منع ريا ) که يکي از شرايط همه عبادات و اغلب اعمال شبانه روزي مسلمانان است ما را به اين نتيجه مي رساند که پيشواي گرامي اسلام در منع و نکوهش ريا صفات برجسته اي را در بين افراد زنده کرده و از اشاعه صفات مذمومه ( خودخواهي ، حب شهرت ، نفاق و دودلي ) جلوگيري نموده است .

دو نکته مهم

نکته مهم و قابل توجهي که در تسريع اين حکم به کار رفته اين است که اجتناب از رياکاري و مرائي بودن افراد جامعه را خودبخود و بدون اين که شخص متوجه باشد واجد صفات برجسته اي از قبيل علاقه به فضائل ، و استغناء طبع ، مي نمايد و اين در جاي خود ثابت شده است که بهترين راه براي تغيير صفات و اخلاق جامعه همان تغيير ريشه هاي آن صفات و تعويض محيطي است که سبب ايجاد آنها شده بدون آن که با اخلاق ظاهري جامعه مبارزه کرده و عواطف آنها را جريحه دار نمايد و اين خود حاکي از الهامات غيبي شارع و مقنن آن احکام و فوق العاده بودن اين دستورات و ترجيح آن بر ساير قوانين اخلاقي بشر است .

نکته جالب تر آن که اغلب صفات مذکوره که در اثر اجتناب از رياکاري پيدا مي شود از صفاتي است که به وسيله ژن  ها قابل انتقال به وارث بوده و قهراً‌دوري از يک صفت براي تزکيه اخلاقي يک فاميل مفيد و موثر است .

رابطه ريا و صفات مذکوره

اگرچه بحث در اطراف اين موضوع و تحقيق اين که چگونه ترک ريا موجب ايجاد صفات مذکوره مي شود از عهده اين مقاله بيرون است ولي مجبوريم به نحو اجمال اشاره کنيم که چه رابطه اي بين ترک ريا و بين اتحاد آن صفات موجود است .

شکي نيست که حب شهرت از غرائزي است که شايد از همان آغاز طفوليت در انسان به فعاليت افتاده و دنبال آن مفاسدي دامن گير نوع انسان مي شود ،‌مثلاً يک بچه مسلمان و شايد تمام اطفال قبل از بلوغ اگر در خانه اي زندگي کنند که پدر و مادرشان اهل نماز و روزه باشند علاقه اي که نسبت به روزه گرفتن نشان مي دهند براي اين است که در ميان فاميل صحبت و گفتگو شود که فلان طفل امروز را تا غروب روزه گرفت و حتي با اين که نماز خواندن براي اطفال از روزه گرفتن آسان تر است ولي روي همين حساب در روزه گفتن علاقه بيشتري نشاني مي دهند زيرا وقت آن طولاني تر بوده و قهراً مدت بيشتري مورد توصيف و تمجيد خانواده و فاميل واقع مي شوند .

و همين طور در تمام مراحلي که تشويق و ترغيب موثر است همه از يک غريزه سرچشمه گرفته و به طور خلاصه به عنوان حب شهرت در جامعه انساني پيدا شده است و مفاسدي را براي هميشه به خاطر مشهور شدن و ارضاي اين غريزه در جامعه ايجاد کرده است .

لذا شارع مقدس اسلام در عين حال که به نحو جداگانه از خصوص اين صفات مذمومه منع فرموده ولي براي نابود کردن منشاء فساد و جلوگيري از انحراف اخلاقي يکي از شرايط ا صلي عبادات و افعالي را که در هر شبانه روزي انجام مي دهند اخلاص و اجتناب از اين صفت رذيله قرار داده است .

بديهي است هرگاه مسلمانان از آغاز بلوغ کارها را براي خدا و به خاطر خود کار انجام دهند ، کم کم به صورت يک صفت ثابت در مي آيد و بالاخره صفت ريا از همان اوايل رشد که اطفال مسلمان مشغول تمرين عبادات و ياد گرفتن آداب اسلامي هستند از ميان آنها ريشه کن شده و بالنتيجه افراد جامعه فضائل اخلاقي را به خاطر ارزش ذاتي و فضيلت بجا آورده و توقعي از توصيف و تمجيد ديگران نداشته و متعاقب آن صفات ، علاقه به ارزش ذاتي فضائل و استغناي طبع در آنها زنده شده و حب شهرت ، خودخواهي ، دو رويي از بين رفته ، مقدمات رشد حقيقي جامعه فراهم مي شود .