بحث پيرامون صفت رذيله و اثرات منفي و مخرب آن در جامعه اسلامي، راهها و عوامل مبارزه با اين بليه انساني و غريزي از جمله ابعاد مهمي است که شخص مسلمان و مؤمن بايد با درک عميق و شناخت صحيح بدان توجه نمايد تا از سقوط در منجلاب فساد و تباهي بدور بماند. مطلبي را که در زير مي‌خوانيد گفتاري است پيرامون همين مسئله مهم از شهيد بزرگوار آيت‌الله قدوسي رحمت‌الله عليه که ما در اينجا بمناسبت سالگرد شهادت اين عالم رباني، آنرا در ذيل مي‌آوريم:

رابطه بين دستورات اسلامي و اعمال مسلمين

شکي نيست که آداب و سنتي در اسلام هست که گاهي بعنوان «وجوب» و گاهي «مستحب» و زماني به نام مکارم اخلاق رسيدن بمراتب کامله ايمان بيان شده و تنها تعهد (بدون چون و چرا) نداشته و غرض آن رفتن نيست بعضي از نويسندگان ‌تواناي ما  اصرار دارند. نبايستي روي مصالح  تکيه کرد بلکه بايستي نتايج اخروي آنرا در نظر گرفت، ولي اين نظريه تا آن حد قابل قبول است که کسي نخواهد مصالح همة احکام را باتکاء علومي که هر روز در حال تغيير و تبديل است بررسي کرده و مثلاً تنها فائده روزه را صحت مزاج با فايدة غسل و وضو را شستشوي بدن بداند، که قهراً در تغيير اکتشافات و نظريه‌هاي علمي دچار ترديد و ابهام مي‌شويم.

يکي از دستوراتي که از مهمترين ابعاد موضوعات ديانت مقدسة اسلام، موضوع حرمت رياء و منع آن درعبادات و غير عبادات است. رياء باين معني است که کسي کار خوبي بکند که در اين کار فقط منظورش ايجاد شخصيت اجتماعي براي خود و معرفي کردن خود در جامعه بنام مرد نيکوکار باشد.

بدون شک، ريا در عبادت عمل را باطل کرده و آنرا بي‌ارزش مي‌سازد و در غير عبادت يکي از کارهايي است که سخت مورد نکوهش قرار گرفته است.

قرآن مجيد و اخبار پيشوايان دين در اجتناب از آن تأکيد زياد فرموده و با بيانهاي مختلف بي‌ارزش بودن عمل ريائي از نظر شارع اسلام ثابت نموده است.

يا ايها الذين آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذي کالذي ينفقي اله رئاء الناس و لا يومن بالله و اليوم الاخر فمثله کمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لايقدرون علي شئي مما کسبوا الله لا يبدي القوم الکافرين.-بقره 267

اي اهل ايمان کارهاي نيکي را که در راه خدا انجام مي‌دهيد با منت گذاردن و آزار بمردم باطل نکنيد، زيرا عمل کسيکه مالش را بخاطر ريا انفال مي‌کند و ايمان بخدا و آخرت را در نظر نمي‌گيرد، چون عمل شخصي است که بر روي ديگ صافي،‌خاک نرمي باشد و باران قطره‌اي بر او ببارد و تمام آن خاکها از بين برود و کسي نمي‌تواند از آن بهره مند شود و خداوند قومي را که کافرند، هدايت نمي‌کند يعني آنچه بعد از آمدن باران در آن مثال چيزي دستگير صاحب خاک نمي‌شود همينطور هم عمل شخص رياکار  از نظر اسلام ارزشي نداشته و رياء آن عمل را نابود مي‌کند. در اخبار پيشوايان اين موضوع زياد تأکيد شده  در بعضي از آنها، شخص رياکار را دشمن خدا و در او را مشرک شمرده است.

نقش مهم اخلاقيات در جوامع

اغلب دانشمندان علم الاجتماع  که ازدياد  اجتماعي و از بين رفتن فضائل و مکارم اخلاقي نقش مهمي در سقوط و اضمحلال اقوام و ملل بعهده داشته است. همين ترقي و پيشرفت برخي از ملل در گرو يک سلسله  اخلاقي و فضائل اجتماعي آنان بوده است.

مطالعة صفحات تاريخي ـ که علت و سبب سقوط و يا رشد و روي کار آمدن ملل و اقوام را  کرده به ما مي‌دهد که مقدمات انهدام و نابودي ملل بزرگ، از شدت مفاسد اخلاقي در ميان افراد آنان شروع شده دنبال فاسد شدن اشخاص، کم‌کم تعداد شخصيت‌هاي روي به نقصان نهاده و بديهي است وقتي وجود افراد در جامعه گم شد، محور جامعه از دست آن بيرون رفته و هيچ گونه حافظي براي استقلال آن  زمينه براي رشد ملي و آقائي آن جمعيت آماده تر شده و هر آن به هدف نزديکتر مي‌شوند.

اينک بايد ديد که شارع مقدس اسلام با تشريع يک حکم بعنوان قبح و منع رياء چگونه افراد جامعه را به سوي فضائلي چند از اخلاق سوق داده است.

تجديد غرائز فطري بر پاية کمال انسانيت

همه مي‌دانيم که افعال و عوامل نوع بشر اغلب بخاطر استرضاي غرائز فطري انجام مي‌گيرد. همين غرائز است که زندگاني را با تمام شدائد و براي انسان لذت‌بخش و دلپذير کرده و تلاش شبانه‌روزي را کاري آسان و معمولي و جلوه مي‌دهد و همين ارضاي غرائز است که گاهي بشر را از حدود انسانيت بيرون کشيده و حتي حاضر است براي ناميد. گاهي سريع و مقرارتي براي احکام خود قرار داده که به منزلة محکم‌ترين سد کنترل غرايز است.

عوامل مؤثر تزکيه اخلاقي

نکتة مهم و قابل توجهي که در تشريع اين حکم بکار رفته اينست که اجتناب از رياکاري و مرئي بودن، افراد جامعه را خود بخود و بدون اينکه شخص متوجه باشد، واجد صفات برجسته‌اي از قبيل علاقة به فضايل و استغنا طبع، مي‌نمايد و اين در جاي خود ثابت شده است که بهترين راه براي تغيير صفات و اخلاق جامعه همان تغيير ريشه‌هاي آن صفات و تعويض محيطي است که سبب ايجاد آنها شده است که بهترين راه براي تغيير صفات و اخلاق جامعه همان تغيير ريشه‌هاي آن صفات و تعويض محيطي است که سبب ايجاد آنها شده است، بدون آنکه با اخلاق ظاهري جامعه مبارزه کرده و عواطف آنها را جريحه دار نمايد و اين خود حاکي از الهامات غيبي شارع و فوق‌العاده بودن اين دستورات و ترجيح آن بر ساير قوانين اخلاقي بشر است.

نکتة جالب‌تر آنکه اغلب صفات مذکور که در اثر اجتناب از رياکاري پيدا مي‌شود، از صفاتي است که به وسيله (ژن) ها قابل انتقال بوارث بوده و قهراً دوري از يک صفات براي تزکيه اخلاقي يک فاميل، مفيد و مؤثر است.

چگونه رياء را در جامعه ريشه‌کن کنيم؟

حب شهرت از غرائزي است که شايد از همان آغاز طفوليت در انسان به فعاليت افتاده و به دنبال آن مفاسدي دامن گير انسان مي‌شود، مثلاً يک بچه مسلمان و شايد تمام اطفال قبل از بلوغ اگر در خانه‌اي زندگي کنند که پدر و مادرشان اهل نماز و روزه باشند علاقه‌اي که نسبت بروزه گرفتن نشان مي‌دهند براي اين است که در ميان فاميل صحبت و گفتگو شود که فلان طفل امروز را تا غروب روزه گرفت و حتي با اينکه نماز خواندن براي اطفال از روزه گرفتن آسان‌تر است ولي روي همين حساب در روزه گرفتن علاقة بيشتري نشان مي‌دهند، زيرا وقت آن طولاني تر بوده و قهراً مدت بيشتري مورد توصيف و تمجيد خانواده و فاميل واقع مي شوند. همين طور در تمام مراحلي که تشويق و ترغيب مؤثر است، همه از يک غريزه سرچشمه گرفته و بطور خلاصه به عنوان حب شهرت در جامعة انساني پيدا شده است و مفاسدي را براي هميشه بخاطر مشهور شدن و ارضاي اين غريزه در جامعه ايجاد کرده است.

لذا شارع مقدس اسلام در عين حال که بنحو جداگانه از خصوص اين صفات مذمومه منع فرموده: ولي براي نابود کردن منشأ فساد و جلوگيري از انحراف اخلاقي يکي از شرايط اصلي عبادات و افعالي را که در هر شبانه‌روز انجام مي‌دهند اخلاص و اجتناب از اين صفت رذيله قرار داده است.

بديهي است هر گاه مسلمانان از آغاز بلوغ، کارها را براي خدا و بخاطر خودِ کار، انجام دهند کم‌کم بصورت يک صفت ثابت درمي‌آيد و بالاخره صفت ريا از همان اوائل رشد که اطفال مسلمين مشغول تمرين عبادات و ياد گرفتن آداب اسلامي هستند، از ميان آنها ريشه‌کن شده و بالنتيجه افراد جامعه فضائل اخلاقي را بخاطر ارزش ذاتي و فضيلت بجا آورده و توقعي از توصيف و تمجيد ديگران نداشته و متعاقب آن صفات، علاقه بارزش ذاتي فضايل و استغناء طبع در آن زنده شده وحب شهرت، خودخواهي، دوروئي از بين رفته، مقدمات رشد حقيقي جامعه فراهم مي‌شود.

(والسلام)